تبليغاتX
هنرساز
دوچرخه ـ حمیدنژاد می‌گوید: «حال و هواي قصه و نوع پرداخت آن طوري است كه نسل جديد- و به ويژه جوانان و نوجوانان- با آن ارتباط خوبي برقرار مي‌كنند و برايشان جذاب خواهد بود. زماني كه فيلم را مي‌ساختم، اين نكته را كاملاً در ذهن داشتم كه همه اقشار جامعه بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند.»

نوع درام موجود در «آناهيتا» به گونه‌اي است كه مي‌تواند مخاطب نوجوان سينما را  جذب خود كند و به كمك آن، اين قشر سني را مشتاق پيگيري مسائل علمي كند.

«عزيز‌الله حميدنژاد» كارگردان فيلم آناهيتا، مي‌گويد: «حال و هواي قصه و نوع پرداخت آن طوري است كه نسل جديد- و به ويژه جوانان و نوجوانان- با آن ارتباط خوبي برقرار مي‌كنند و برايشان جذاب خواهد بود. زماني كه فيلم را مي‌ساختم، اين نكته را كاملاً در ذهن داشتم كه همه اقشار جامعه بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند و در اين بين نوجوانان و جوانان، جاي ويژه‌اي داشتند.»

قصه فيلم آناهيتا در باره دو دانشجوي دختر است كه هنگام آزمايش روي مولكول آب، به چيزهاي تازه اي دست پيدا مي‌كنند. نقش اين دو دانشجو را ميترا حجار و نرگس محمدي بازي مي‌كنند. شهاب حسيني (كه زمستان گذشته جايزه بهترين بازيگر مرد جشنواره فيلم فجر را براي «سوپر استار» گرفت) و پوريا پورسرخ بازيگران نقش دو جواني هستند كه درام قصه را تكميل مي‌كنند. محمدرضا داودنژاد، مريم سلطاني و افسانه ناصري، ديگر بازيگران فيلم هستند.

مديريت فيلم‌برداري آناهيتا را فرشاد محمدي انجام داده است و خود حميدنژاد نويسنده فيلم‌نامه آن است. او فيلم‌نامه را بر مبناي بخش‌هايي از تحقيقات علمي «ايموتو»، دانشمند ژاپني، انجام داد كه معتقد است كلمه‌هاي خوب در مولكول‌هاي آب تأثير مي‌گذارد. دكتر ايموتو بخش‌هايي از تحقيقات علمي‌اش را در اختيار قصه فيلم‌نامه قرارداد و دفتر تحقيقاتي اين دانشمند تأكيد دارد كه اين همكاري قدم مهمي در اجراي صلح در كره زمين خواهد بود. او معتقد است مولكول‌هاي آب در مقابل كلمه ها و افكار انسان‌ها، به سرعت واكنش نشان مي‌دهند.

حميد نژاد در اين باره كه چند درصد از فيلم‌نامه اختصاص به بحث‌هاي علمي دارد، مي گويد: « اين بحث‌ها پس زمينه قصه فيلم هستند و به صورتي در قصه مطرح مي‌شوند كه باعث خستگي بيننده نشوند. در حقيقت، آناهيتا يك درام اجتماعي است كه يك موضوع علمي را در پس زمينه خود دارد. جوانان محقق قصه در طول ماجرا در حال بررسي و تحقيق يك موضوع علمي هستند و در اين رابطه به كشف هاي تازه اي مي‌رسند كه به يك درام جذاب ختم مي‌شود.»

نام فيلم آناهيتا، عنواني نمادين براي ششمين فيلم سينمايي حميدنژاد است. او پس از ساخت فيلم‌هاي جنگي «هور در آتش» و «ستارگان خاك»، با كارگرداني «شكوفه‌هاي سنگي» كار در زمينه اجتماعي را تجربه كرد. «اشك سرما» از ديگر فيلم‌هاي اوست كه روايت تازه‌اي از جنگ بود. او كه پس از چند سال دوري از فعاليت كارگرداني، با آناهيتا دوباره به پشت دوربين برگشته است، عقيده دارد:« قصه فيلم، سوژه بكر و تازه‌اي دارد. احساس مي‌كنم در حال حاضر، نياز مخاطب سينماي ما به اين نوع قصه زياد است. فيلم تركيبي از مايه‌هاي مورد علاقه تماشاچي است و لحن عارفانه و معما گونه‌اي در كنار جذابيت‌هاي عام خود دارد.»

به گفته حميدنژاد، شهاب حسيني و پوريا پورسرخ در اين فيلم نقش‌هاي متفاوتي دارند كه قبل از اين، مشابه آن را در فيلم ديگري بازي نكرده‌اند.

حميدنژاد در طول چند سالي كه از فعاليت‌هاي فيلم‌سازي دور بود رابطه‌اش را با سينما حفظ كرد. او در اين سال‌ها در توليد چند پروژه تاريخي همكاري داشت كه به دراز كشيده شدن توليد اين فيلم‌ها، باعث شد تا تصميم بگيرد به سراغ كارگرداني يك فيلم تازه برود. در عين حال طرح اصلي آناهيتا آن‌قدر برايش جذابيت داشت كه او را وادار كند دوباره در مقام كارگردان پشت دوربين فيلم‌برداري قرار بگيرد.

تدوين آناهيتا همين‌ روزها شروع مي‌شود.

 

گزارش از كيكاووس زياري

+ نوشته شده توسط محمد حسین در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 8:42 PM |

اساسا شباهتهای بسیاری بین مولفه های سینمای مدرن و سینمای پست مدرن به چشم می خورد تا جاییکه گاهی تمایز و مرزبندی بین این دو بسیار دشوار و حتی غیر ممکن به نظر می رسد.به قول هویسن: "ماهیت بی‌شكل، آشفته، نامنظم و غیرشفاف و به لحاظ سیاسی ناپایدار، فرار، سیال و متغیر پست مدرنیسم خود این پدیده را بی‌اندازه گمراه‌كننده و ابهام‌آمیز ساخته و تعریف و تعیین مرزها و محدوده‌های آن اگر نگوییم غیرممكن، بی‌اندازه دشوار می‌گردد."

 

سینمای مدرن : گسستن از سنتها

 

منظور از مدرنیسم گرایشی است که از اواخر قرن نوزدهم تا دهه 1930 در هنرهای تجسمی (امپرسیونسیم)، ادبیات داستانی (جویس، همینگوی، فاکنر،پروست و...)، تئاتر (چخوف، استریندبرگ) و... ظهور پیدا کرد و انقلابی بزرگ در عرصه هنر به وجود آورد.

 

در اینجا لازم می دانم ابتدا به صورت فهرست وار به برخی از تفاوتهای سینمای کلاسک و سینمای مدرن اشاره نمایم:

 

1- منابع :

سینمای کلاسیک : داستانها و رمانهای عامه پسند اواخر قرن نوزدهم – شباهت به داستهانهای ادگار آلن پو

سینمای مدرن : ادبیات مدرن – شباهت به داستانهای چخوف

 

2- تمرکز :

سینمای کلاسیک : بر پیرنگ و سببیت

سینمای مدرن: بر شخصیت

 

3- روایت :

سینمای کلاسیک : تاکید بر درام و دراماتیک بودن – استفاده از ضرب الاجلهای زمانی (تعلیق) - عینیت

سینمای مدرن : خطی و اپیزودیک، سرگردانی، سفر - دور شدن از منطق سببی و ظهور عنصر تصادف – ذهنیت و روایت سوبژکتیو

 

4- راوی :

سینمای کلاسیک : دانای کل

سینمای مدرن : سوم شخص محدود

 

5- زمان :

سینمای کلاسیک : نیوتونی

سینمای مدرن : زمان روانشناختی برگسونی

 

6- پایان بندی:

سینمای کلاسیک: قطعی و به سمت دور شدن از ابهام

سینمای مدرن: باز و حاکمیت ابهام

 

همانطور که مشاهده می شود سینمای مدرن در صدد نفی سینمای کلاسیک و ساختار شکنی در آن است. نوعی گسستن از سنتها و البته این ویژگی مدرنیسم در تمام هنرهاست.

 

عنوان "سینمای مدرن" معمولا به سینمای هنری اروپا (خصوصا در دههای 1950 و 1960) اطلاق می شود. سینمایی که سردمدارانش اینگمار برگمان، میکل آنجلو آنتونیونی و فدریکو فلینی بودند. هر چند می توان برخی از آثار ازو، برسون، کوروساوا، لانگ، گدار و... را نیز با توجه به تعاریف و مولفه های ارائه شده نوعی مدرنیسم دانست. این سینما حتی در اواخر دهه 1960 بر برخی از کارگردانان سینمای آمریکا نیز تاثیر گذاشت : فارغ التحصیل (مایک نیکولز – 1967) و ایزی رایدر (دنیس هاپر – 1968).

 

شاید بتوان اوج این سینما را در اواخر دهه 1950 و دهه 1960 دانست : سکوت و پرسونا (برگمان) – سه گانه (ماجرا – شب – کسوف) ، صحرای سرخ و آگراندیسمان (آنتونیونی) و هشت ونیم (فلینی) از آثار درخشان سینمای مدرن در این دوران محسوب می شوند که من شخصا آگراندیسمان (1966) را اوج قله دست نیافتنی مدرنیست در سینما می دانم و معتقدم تقریبا تمامی ویژگیها و مولفه های سینمای مدرن را می توان در این فیلم مشاهده کرد.

 

از متاخرین این شیوه می توان به کریستف کیشلوفسکی اشاره کرد. سه گانه سه رنگ این کارگردان بزرگ (آبی، سفید، قرمز) پایانی با شکوه بر این سنت خلاقانه بود.

 

سینمای پست مدرن : مضامین بزرگ داخل گیومه

 

اصطلاح سینمای پست مدرن اولین بار در سال 1992 توسط پیتر وولن در نقدی که بر فیلم "بازگشت بتمن" (تیم برتون) نوشت، مطرح شد. در همین ایام برخی از منتقدان این اصطلاح را برای "نابخشوده" کلینت ایستوود هم به کار بردند. در میانه دهه 90 کارگردانهای بسیاری بودند که به این شیوه فیلمسازی روی آوردند: وودی آلن – برادران کوئن – کوئنتین تارانتینو  - هال هارتلی و شاید از همه نامدارتر جیم جارموش.

جارموش در دهه 1980 با ساخت "عجیب تر از بهشت" سینمایی متفاوت را عرضه کرده بود در دهه 90 با ساخت فیلمهایی چون "مرد مرده" و "گوست داگ" عملا سینمای پست مدرن را به اوج رساند.

 

ویژگیهای سینمای پست مدرن:

 

1- هجو : عنصر هجو یکی از مهم ترین مولفه های سینمای پست مدرن است. مثل فیلمهای دهه نودی وودی آلن که پر از عنصر هجو است : سایه ها و مه (هجو سینمای جنایی )، راز جنایت منهتن (هجو سینمای جنایی و گنگستری). نمونه های دیگر: آماتور (هال هارتلی) هجو سینمای گنگستری و پورنو گرافی، بزرگره گمشده (دیوید لینچ) هجو سینمای وحشت و پورنوگرافی، وکیل هادساکر (برادران کوئن) هجو سینمای حادثه ایی، تقاطع میلر (برادران کوئن) هجو سینمای گنگستری، مرد مرده (جیم جارموش) هجو سینمای وسترن، گوست داگ (جارموش) هجو سینمای گنگستری و...

حال سوالی که مطرح می شود این است که عنصر هجو در فیلمهای پست مدرن چه تفاوتی با عنصر هجو در فیلمهای کارگردانهایی چون مل بروکس یا زوکرها دارد؟ برای درک این تفاوت می توانید فیلم زینهای شعله ور مل بروکس را با مرده مرده جارموش مقایسه نمایید. هر دو به هجو سینمای وسترن می پردازند، اما اولی صرفا فیلمی کمدی است در حالیکه دومی در کنار هجو سینمای وسترن (مثلا جانی دپ که بر خلاف همه کابوی هایی که می شناسیم با هفت تیر بیگانه است و از صدای گلوله ها یکه می خورد!) مضامین جدی و بزرگی را مطرح می کند: مفهوم خودشناسی و هنر شاعری.

 

2- ارجاع به فیلمهای دیگر : فیلمهای آلن پر بود از ارجاع به خود (آلن) و ارجاع به انواع سینما. یا مثلا فیلم بزرگراه گمشده که پر است از ارجاع به سنت سورئالیست و فیلمهای "ب" هالیوودی. نمونه های دیگر : پالپ فیکشن و ارجاعاتی به سینمای کلاسیک هالیوود، گوست داگ و ارجاع به فیلم سامورایی ژان پیر ملویل، راننده تاکسی اسکورسیزی و راشومون کوروساوا. همچنین جارموش در گوست داگ ارجاع ظریقی به خودش و فیلمهایش دارد : دوست فرانسوی گوست داگ که با وجود اینکه زبان اورا نمی داند اما بهترین دوست اوست. این می تواند کنایه از استقبال فرانسویان از فیلمهای جارموش و بی توجهی آمریکاییها نسبت به آن باشد.

 

3- اهمیت داستان : فیلمهای پست مدرن بر خلاف فیلمهای مدرن به شدت داستانگو هستند. (درست مثل فیلمهای کلاسیک) مثلا فیلمهای تیم برتون یا برادران کوئن که در آنها قصه و قصه گویی نقشی بسیار تعیین کننده در فیلم دارند.

 

4- گستره فرهنگی و تنوع نژادی وسیع: در فیلمهای جیم جاموش معمولا چنین مولفه ایی به چشم می خورد.

 

5 – ایجاد فاصله بین تماشاگر و فیلم: فاصله گذاری به عنوان روشی برای ایجاد درگیری ذهنی در مخاطب در سینمای پست مدرن کاربرد دارد. منظور از فاصله گذاری، ایجاد موقعیتهای کمیک هجو آلود یا فانتزی راز آلود در فیلم است به طوریکه به مخاطب یادآوری می کند که فقط مشغول تماشای یک فیلم است نه بیشتر! مثلا در مرد مرده: تیری به قلب جان دپ می خورد اما او زنده می ماند، در پالپ فیکشن تیرها به تراولتا و ال جکسن نمی خورند یا در بیل را بکش اوما تورمن سوار هواپیما شده و شمشیرش را در جای مخصوص شمشیرها قرار می دهد!

 

این همه را نوشتم اما شاید مولفه یابی برای سینمای پست مدرن یا تعریف آن در قالب مجموعه ایی از . اصول و قواعد عملا کاری عبث و بیهوده باشد زیرا خود این سینما از هرگونه تعریف خود فرار می کند.

 

نکته دیگر این است که فیلمسازان پست مدرن همگی دارای سبک شخصی خود نیز هستند. مثلا برادران کوئن که همواره در پی انتزاع و گونه ایی موشکافی علمی در مبانی ژانر فیلم نوآر هستند یا جیم جارموش که سبک بصری موجز فیلمهایش (مثل ساختار داستانی ساده، استفاده از لنز واید، اجتناب از نماهای درشت در پی نماهای عمومی و دیالوگهای کوتاه) او را در ردیف مینی مالیستهای سینما قرار می دهد.

 

 

 Martin_esi@yahoo.com

 

 منابع :

 

1- هنر سینما – دیوید بوردول و کریستسن تامپسون

2- مفاهیم نقد فیلم – مجید اسلامی

3- کارگردانان سینمای معاصر آمریکا – بیژن اشتری

+ نوشته شده توسط محمد حسین در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 11:47 AM |
سایت خبری ایران: هيأت منتخب معرفي فيلم ايراني «آواز گنجشکها» را به نمايندگي از سينماي ايران به اسکار هشتادويکم معرفي کرد.

به گزارش سرويس فرهنگ و هنر سایت خبری ایران(INA) اعضاءاين هيأت که باحضور خانم فاطمه معتمد آريا و آقايان رسول صدرعاملي، عليرضا شجاع‌نوري، محمد سرير، محمد داودي، عزيزالله حاجي‌مشهدي، فرهاد توحيدي، محمد بزرگ‌نيا و امير اسفندياري تشکيل شده بود پس از بحث و بررسي در خصوص فيلم هاي به نمايش در آمده، به جمع بندي نهايي رسيدند و آخرين ساخته مجيد مجيدي را به عنوان نماينده سينماي ايران به اسکار 2009 معرفي کردند.

امير اسفندياري سخنگوي هيأت در بيانيه اي جمع بندي نقطه نظرات اعضاء را به شرح زير اعلام کرد:

«مجموعه سينماي ايران در سال گذشته فيلم هاي تأمل برانگيز کم نداشت. نزديکي ارزش هاي سينمايي اين فيلم ها انتخاب را دشوار کرده بود. انتخاب واقعا سخت بود. فهرست نهايي فيلم ها بر پيچيدگي انتخاب افزوده بود. هرکدام از اعضاء هيأت فيلمي را دوست داشت و درباره شايستگي آن به عنوان نماينده ملي سينماي ايران سخن مي گفت.
 
«فرش ايراني» به عنوان مجموعة آفريدة نام آورترين کارگردانهاي سينماي ايران که اتفاقا در باب نماينده هنر ملي ايران ساخته شده بود، «به همين سادگي» که غيرممکن ترين کار را از زاوية نمايش درونيات «زن مسلمان ايراني» با هنرمندي ممکن ساخته بود، «آواز گنجشکها» که تصويري ناب از اشراق روح ايراني را بر پرده نشانده بود و «اتوبوس شب» که بازتاب هنرمندانة روحية صلح طلب ملت بزرگ ايران بود. هيأت انتخاب ضمن بازبيني جمعي فيلم ها، دربارة ويژگيهاي هر يک ساعتها بحث کرد. افزون بر جنبه هاي فني و هنري هر فيلم، افتخارات کسب شدة هرکدام از آنها را در جشنواره هاي بين المللي مورد بررسي قرار داد.
 
دربارة قراردادهاي پخش بين المللي آنها، و امکانات پخش کنندة هر يک تفحص به عمل آورد. حواشي مربوط به آفرينندگان هر اثر را که مي توانست در توفيق آن مؤثر واقع شود به دقت بررسي کرد و سرانجام با توجه به جميع عناصر مورد توجه، فيلم سينمايي «آواز گنجشکها» ساختة مجيد مجيدي را به عنوان نمايندة سينماي ايران برگزيد. هيأت انتخاب که جز به حيثيت ملي نمي انديشد اميدوار است که «آواز گنجشکها» نمايندة شايستة ايران در گزينش بهترين فيلم خارجي جايزة اسکار باشد.
image
+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 3:37 PM |

 آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسامي 67 فيلم شرکت‌کننده در بخش بهترين فيلم غير انگليسي‌زبان هشتاد و يکمين دوره اسکار را اعلام کرد که يک رکورد جديد براي اين بخش است.

به گزارش سايت آكادمي اسكار، از 67 فيلم پذيرفته‌شده در نهايت پنج فيلم به فهرست نامزدان نهايي اسکار بهترين فيلم خارجي راه مي‌يابند که اسامي آنها همراه با نامزدهاي ديگر بخش‌ها 22 ژانويه 2009 (سوم بهمن) اعلام مي‌شود.

امسال در ميان کشورهاي حاضر در بخش بهترين فيلم غير انگليسي‌زبان كشور اردن براي اولين بار است که پا به اين رقابت مي‌گذارد. اين کشور فيلم سينمايي «خلبان ابو رائد» به کارگرداني امين مطالقه به اسکار معرفي کرده است.

از فيلم‌هاي مطرح در بخش اسکار بهترين فيلم خارجي مي‌توان به درام مافيايي «گومورا» به کارگرداني ماتيو گارونه اشاره کرد که بر مبناي رمان پرفروش روبرتو ساويانو ساخته شده و در آن مافياي کامورا ناپل مورد توجه قرار گرفته است.

فيلم ايتاليايي «گومورا» از بخت‌هاي اصلي براي دريافت اسکار بهترين فيلم خارجي است.

فهرست کامل 67 فيلم حاضر در بخش اسکار بهترين فيلم غيرانگليسي زبان سال 2009 به شرح زير است:

افغانستان: «جنگ افيون» ، صديق برمک
آلباني: «اظهار تاسف خانم اشنايدر»، پيرو ميلکاني و انو ميکاني
الجزاير: «فريبکاري‌ها» ، ليز سالم
آرژانتين: « لانه شير»، پابلو تراپرو
اتريش: «انتقام»، گتس اشپيلمان
آذربايجان: «قلعه»، شاميل نسف‌زاده
بنگلادش: «آها!»، انامول کريم نيرجار
بلژيک: «الدورادو» ، بولي لانرس
بوسني و هرزگوين: «برف»، آيدا بگيچ
برزيل: « آخرين توقف 174»، برونو بارتو
بلغارستان:« Zift» ، ياوور گاردف
کانادا: «ضروريات زندگي» ، بنوا پيلون
شيلي: «توني مانرو»، پابلو لارين
چين: «روياباف‌ها» ، جان يو
کلمبيا: «سگ سگ را مي‌خورد»، کارلوس مورنو
کرواسي:«پسر هيچکس»، آرسن آنتون استوييچ
جمهوري چک: «کارامازوف‌ها»، پتر زلنکا
دانمارک: «دنياهاي جداگانه»، نيلس آردن اوپلف
مصر: «جزيره»، شريف عرفه
استوني: «من اينجا بودم»، رنه ويلبر
فنلاند: «خانه‌ پروانه‌هاي سياه» ، دوم کاروکوسکي
فرانسه: «کلاس»، لورن کانته
گرجستان: «ميانجي»، ديتو تينتادزه
آلمان: «عقده بادر ماينهوف» ، اولي ادل
يونان: «اصلاح»، تانوس آناستوپولوس
هنگ کنگ: «پوست نقاشي‌شده»، گوردن چان
مجارستان: «سفر ايشکا»، چابا بولوک
ايسلند: «عروسي شب سفيد»، بالتازار کورماکور
هند: «ستارگان روي زمين»، عامر خان
ايران: «آواز گنجشک‌ها»، مجيد مجيدي
رژيم صهيونيستي: «والس با بشير»، آري فولمن
ايتاليا: «گومورا»، ماتيو گارونه
ژاپن: «خروجي»، يوجيرو تاکيتا
اردن: «نمک اين دريا»، آن‌ماري جاسر
قزاقستان: «تولپان»، سرگئي دوورتسوي
قرقيزستان:«آسمان‌ آبي»، ماري ژول دو پونشوي
لتوني: «مدافعان ريگا»، ايگارس گروبا
لبنان: «زير بمب‌ها»، فيليپ آراکتينگير
ليتواني: «فقدان»، ماريس مارتينسنز
لوکزامبورگ: «شب‌هاي عربي»، پل کيفر
مقدونيه: «من اهل تيتو ولز هستم»، تئونا استروگار ميتوسکا
مکزيک: «اين قلب را بيرون بکش»، روبرتو اسنايدر
مغرب: «خداحافظ مادران» ، محمد اسماعيل
هلند: «دنيا و دسي»، دانا نکاشتان
نروژ: « اوهورتن»، بنت همر
فلسطين: «نمک اين دريا»، آن‌ماري جاسر
فيليپين: «پلونينگ»، دانته نيکو گارسيا
لهستان: «حقه‌ها»، آندري ياکيمووسکي
پرتغال: «ماه اوت محبوب ما»، ميگل گومز
روماني: «باقي سکوت است»، نا کارانفيل
روسيه: «پري دريايي»، آنا مليکيان
صربستان: «تور»، گوران مارکوويچ
سنگاپور: «جادوي من»، اريک کو
اسلواکي:« عشق‌هاي کور»، يوراي لئوتسکي
اسلوني: «صبحانه خروس» ، مارکو نابرسنيک
آفريقاي جنوبي: «اورشليمه»، رالف زمان
کره جنوبي: «تقاطع»، کيم تائه ـ کيون
اسپانيا: «آفتابگردان‌هاي کور»، خوزه لوئيس کوئردا
سوئد: «لحظه‌هاي جاوداني»، يان تروئل
سوئيس: «دوست»، ميشا لوينسکي
تايوان:«دماغه شماره 7»، وي ته ـ شنگ
تايلند: «عشق سيام»، چوکيات ساکيراکول
ترکيه: «سه ميمون»، نوري بيلگه جيلان
اوکراين: «توهم ترس»، الکساندر کري‌ينکو
بريتانيا: Hope Eternal، کارل فرانسيس
اوروگوئه:«همه آنها را بکش»، استبان شرودر
ونزوئلا: «رنگ شهرت»، الخاندرو بلامي پالاسيوس 

+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 3:33 PM |

اين مطلب در شماره شنبه چهارم اسفند 1386 روزنامه دنياي اقتصاد در صفحه 32 به چاپ رسيده است.


جونو (Juno)
كارگردان: جيسون ريتمن (Jason Reitman)
بازيگران: الن پيج (Ellen Page) – مايكل سرا (Michael Cera) – اليويا تيربلي (Olivia Thirlby) – جنيفر گارنر (Jennifer Garner)
تهيه كنندگان: كمپاني تصويري من ديت (Mandate Pictures) و مستر مود (Mr. Mudd Productions)
مدت زمان فيلم: 91 دقيقه
ژانر فيلم: كمدي، درام و جوانانه
شروع اكران: پنج دسامبر 2007
ميزان فروش در ايالات متحده: يكصد و هفده ميليون و پانصد و شش هزار دلار
محل وقوع داستان: ونكوور - كانادا
گزيده اي از جوايز كسب كرده:
1- بهترين فيلنامه غيراقتباسي از جشنواره فيلم واشنگتن 2007
2- بهترين بازيگر جوان زن از جشنواره فيلم واشنگتن 2007
3- بهترين بازيگر زن از جشنواره فيلم يوتا 2007
4- بهترين بازيگر زن از جشنواره تورنتو 2007
5- بهترين فيلم‌برداري از جشنواره سنت لوييس 2007
6- بهترين كمدي از جشنواره سنت لوييس 2007
7- بهترين بازيگر زن از جشنواره سنت لوييس 2007
8- بهترين فيلنامه غيراقتباسي از جشنواره سنت ديگو 2007
9- بهترين بازيگر از جشنواره فونيكس 2007
10- بهترين فيلنامه غيراقتباسي از جشنواره فونيكس 2007
11- بهترين بازيگر از جشنواره فيلم اوكلاهاما 2007
12- بهترين فيلمنامه غيراقتباسي از جشنواره اهايو 2007
13- بهترين بازيگر زن از جشنواره اهايو 2007
اين فيلم همچنين دراسكار 2008 نامزد دريافت سه جايزه ديگر نيز شده است.

خلاصه داستان:
جونو دختر 15 ساله متوجه مي‌شود كه به طور ناخودآگاه حامله شده است و داستان فيلم حول و حوش اين موضوع و مسائلي كه جونو با آن دست به گريبان است مي‌گذرد.
جونو تصميم مي‌گيرد فرزندش را به يك زوج جوان كه فرزندي ندارند بدهد اما در ميانه اين راه متوجه مي‌شود كه همسر اين زوج قصد ترك كردن زنش را دارد و داستان گره مي‌خورد.
شايد داستان اين فيلم بيشتر در مورد جامعه غرب مصداق داشته باشد اما روابط فيلم و نوع كنش‌هاي عاطفي خانواده‌هاي درگير در فيلم را مي‌توان در تمام جوامع يافت و از اين منظر جونو فيلمي است كه در هر جامعه‌اي با همه اعتقادات مذهبي و سنتي قابل پذيرش است.


4- نه جاي مردان پير (No Country for Old Men)
كارگردان: اتان كوئن و جوئل كوئن (Joel Coen, Ethan Coen)
بازيگران: تامي لي جونز (Tommy Lee Jones) – خاوير باردام (Javier Bardem) – جاش برولين (Josh Brolin) – بث گرانت (Beth Grant)
تهيه كنندگان: كمپاني مايك زوس (Mike Zoss Productions) و اسكات رادين (Scott Rudin Productions)
مدت زمان فيلم: 122 دقيقه
ژانر فيلم: كمدي، درام - هيجان انگيز و وسترن
شروع اكران: نهم نوامبر 2007
ميزان فروش در ايالات متحده: پنجاه و هشت ميليون و دويست شصت و سه هزار دلار
محل وقوع داستان: تگزاس – سانتا فه – نيو مكزيكو – آمريكا

گزيده‌اي از جوايز كسب كرده:
1- بهترين بازيگر دوم مرد از جشنواره واشنگتن 2007
2- بهترين فيلم جشنواره واشنگتن 2007
3- بهترين كارگرداني جشنواره واشنگتن 2007
4- بهترين بازيگر دوم مرد از جشنواره يوتا 2007
5- بهترين فيلمنامه از جشنواره يوتا 2007
6- بهترين فيلم جشنواره يوتا 2007
7- بهترين كارگرداني جشنواره يوتا 2007
8- بهترين بازيگر دوم مرد جشنواره فيلم تورنتو 2007
9- بهترين فيلمنامه جشنواره فيلم تورنتو 2007
10- بهترين فيلم جشنواره فيلم تورنتو 2007
11- بهترين كارگرداني جشنواره فيلم تورنتو 2007
12- بهترين فيلم جشنواره سنت لوئيس 2007
13- بهترين كارگرداني جشنواره سنت لوئيس 2007
14- بهترين كارگرداني جشنواره سان فرانسيسكو 2007
اين فيلم همچنين در هفت رشته ديگر نيز نامزد دريافت اسكار 2008 شده است

خلاصه داستان:
فيلم در خصوص يك شكارچي بازنشسته است كه در حين گشت و گذار در بيابان‌هاي غرب تگزاس براي شكار گوزن به يك اكيپ از قاچاقچيان برمي‌خورد كه در طي درگيري همه آنها كشته‌ شده‌اند و ماشيني پر از مواد مخدر و ساكي از پول باقي مانده است.
يك آدم كش حرفه‌اي كه جنون‌آميز علاقه به كشتار دارد پايش به ماجرا باز مي‌شود و مامور مي‌شود كه دو ميليون دلار به دست آورد و به صاحبش باز پس دهد اما با فهميدن ماجرا تصميم مي‌گيرد، پولها را براي خودش پيدا كند.
كلانتر كه نقشش را تامي لي جونز بازي مي‌كند براساس يك سري حوادث به محل حادثه كشتار قاچاقچيان مي‌رسد و براساس ديد زيركش دنباله ماجراهاي اين واقعه را مي‌گيرد و در واقع اين اوست كه داستان فيلم را براي مخاطب تعريف مي‌كند.
اين فيلم در واقع درصدد نشان دادن تصويري است كه در آن نسل قديم كلانتر‌ها از جنايت‌كاران نسل جديد عقب افتاده‌اند و در سكانس پاياني فيلم به وضوح كلانتر فيلم اعلام مي‌دارد كه ديگر اينجا جاي ما نيست و پس از آنكه نسل‌هاي متمادي پدران او كلانترهاي موفقي بوده‌اند او نتوانسته است موفقيتي كسب كند.


5- آنجا خوني ريخته خواهد شد (There Will Be Blood)
كارگردان: پول توماس اندرسن(Paul Thomas Anderson)
بازيگران: دانيل دي لوئيس (Daniel Day-Lewis) – ماري اليزابت بارت(Mary Elizabeth Barrett) – پل دنو (Paul Dano)
تهيه كنندگان: كمپاني فيلم گلاردي (Ghoulardi Film Company) و اسكات رودين (Scott Rudi Productions)
مدت زمان فيلم: 158 دقيقه
ژانر فيلم: درام و اقتباسي
شروع اكران: 26 دسامبر 2007
ميزان فروش در ايالات متحده: بيست و شش ميليون و ششصد و هشتاد و هفت ميليون دلار
محل وقوع داستان: تگزاس – نيومكسيكو - آمريكا

گزيده‌اي از جوايز كسب كرده:
1- بهترين بازيگر مرد جشنواره يوتا 2007
2- بهترين بازيگر مرد جشنواره سنت لوئيس 2007
3- بهترين بازيگر مرد جشنواره سن ديگو 2007
4- بهترين كارگرداني جشنواره سن ديگو 2007
5- بهترين بازيگر مرد جشنواره سن ديگو 2007
6- بهترين بازيگر مرد جشنواره فونيكس 2007
7- بهترين بازيگر مرد جشنواره اوهايو 2007

خلاصه داستان:
موضوع اين فيلم در حول و حوش اتفاقات منجر به كشف نفت در ايالات كاليفرنيا مي‌گذرد و داستان مردي را روايت مي‌كند كه خود را از هيچ و پوچ به ثروتي عظيم در كشف نفت مي‌رساند.
اين فيلم در واقع روايتي است از كشف نفت در ايالات متحده و داستان موفقيت يك پدر و پسر در اين ماجرا.

+ نوشته شده توسط محمد حسین در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 12:14 PM |
دنلود باکیفیت مراسم اسکار 2008 بطور کامل بر روی 2 سی دی

The 80th Annual Academy Awards - Oscars

سایت دانلودها تماشای این فیلم را به شما پیشنهاد می دهد.

:..: با کیفیت اوریجینال و تغییر فرمت داده شده جهت سهولت دانلود

لیست کامل برندگان اسکار ۲۰۰۸ :

بهترین فیلم: پیرمردها وطنی ندارند
بهترین کارگردان: جوئل و ایتن کوئن / پیرمردها وطنی ندارند
بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: جونو
بهترین فیلمنامه اقتباسی: پیرمردها وطنی ندارند
بهترین بازیگر مرد: دنیل دی لوئیس / خون ریخته خواهد شد
بهترین بازیگر زن: ماریون کوتیارد / زندگی به رنگ صورتی
بهترین بازیگر مرد نقش مکمل: خاویر باردم / پیرمردها وطنی ندارند
بهترین بازیگر زن نقش مکمل: تیلدا سوئینتن / مایکل کلیتن
بهترین فیلم انیمیشن: راتاتوی / براد برد
بهترین فیلم انیمیشن کوتاه: پیتر و گرگ
بهترین فیلم کوتاه زنده: موتزارت جیب‌برها
بهترین طراحی صحنه: سوئینی تاد
بهترین فیلم غیرانگلیسی‌ زبان: جاعل‌ها / اشتفان روزویتسکی از اتریش
بهترین فیلمبرداری: رابرت آزولت / خون ریخته خواهد شد
بهترین جلوه‌های ویژه تصویری: قطب‌نمای طلایی
بهترین طراحی لباس: الیزابت: عصر طلایی
بهترین مستند بلند: تاکسی به سمت تاریکی / الکس گیبنی
بهترین مستند کوتاه: مالکیت مطلق
بهترین تدوین: كریستوفر رز / اولتیماتوم بورن
بهترین صداگذاری: اولتیماتوم بورن
بهترین تدوین صدا: اولتیماتوم بورن
بهترین موسیقی: داریو / تاوان
بهترین ترانه: افتادن به آرامی / یکبار
بهترین چهره‌پردازی: زندگی به رنگ صورتی

دانلود سی دی اول :


http://rapidshare.com/files/94735324/aaf-orc.2008.cd1.part5.rar
http://rapidshare.com/files/94735322/aaf-orc.2008.cd1.part3.rar
http://rapidshare.com/files/94735308/aaf-orc.2008.cd1.part4.rar
http://rapidshare.com/files/94735302/aaf-orc.2008.cd1.part2.rar
http://rapidshare.com/files/94735300/aaf-orc.2008.cd1.part1.rar
http://rapidshare.com/files/94735297/aaf-orc.2008.cd1.part7.rar
http://rapidshare.com/files/94735296/aaf-orc.2008.cd1.part6.rar
http://rapidshare.com/files/94735248/aaf-orc.2008.cd1.part8.rar 

pass : www.downloadha.com

دانلود سی دی دوم :     http://rapidshare.com/files/94735879/aaf-orc.2008.cd2.part4.rar
http://rapidshare.com/files/94735877/aaf-orc.2008.cd2.part2.rar
http://rapidshare.com/files/94735848/aaf-orc.2008.cd2.part5.rar
http://rapidshare.com/files/94735843/aaf-orc.2008.cd2.part3.rar
http://rapidshare.com/files/94735840/aaf-orc.2008.cd2.part6.rar
http://rapidshare.com/files/94735833/aaf-orc.2008.cd2.part7.rar
http://rapidshare.com/files/94735831/aaf-orc.2008.cd2.part1.rar
http://rapidshare.com/files/94735785/aaf-orc.2008.cd2.part8.rar         pass: www.downloadha.com
             يااز لينك هاي زير استفاده كنيد     
   CD1 دانلود از تورنت با حجم 700 مگ

CD2 دانلود از تورنت با حجم 700 مگ

وبمسترها پولدار شويد !! هر کليک 200 ريال


+ نوشته شده توسط محمد حسین در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 12:11 PM |

ليست تصاوير

اسلايد تصاوير

+ نوشته شده توسط محمد حسین در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 12:5 PM |
ترجمه و تالیف: مشهود محسنیان

هدف این مقاله توضیح دادن مواردی دربارة واژة ظاهرا آشنا و بسیار غریب «ژانر» (genre) است که می‌تواند در تفاسیر و تحقیق‌های ادبی و نمایشی بسیار مورد استفاده قرار گیرد. ژانرشناسی نوعی علم است که پیش از هر چیز در دنیای ادبیات، مورد استفاده قرار می‌گرفت و از آنجایی که رابطة بسیار نزدیکی میان دنیای ادبیات و سینما و تئاتر وجود دارد، به این مدیوم‌های نمایشی نیز راه پیدا کرده است. نمایشنامه خودشکلی از ادبیات است. یک نمایشنامه، اثری است مستقل که حتی اگر به اجرا هم نرسد، می‌تواند از دیدگاه خواننده، مورد بررسی قرار گیرد و مخاطب خود را پیدا کند. به همین دلیل است که وجود ژانرشناسی در تئاتر و نمایشنامه‌نویسی به سادگی قابل توجیه است.
می‌دانیم که دسته‌بندی آثار هنری به اشکال گوناگون می‌تواند در طبقه‌بندی آنها و شناخت و درک بهترشان موثر باشد. این مقاله در جایی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم در کشور ما مسالة ژانرشناسی، چندان مورد توجه نویسندگان، منتقدان و محققان قرار نگرفته است و تقسیم‌بندی‌های تئاتری به خصوص در گسترة نمایشنامه‌نویسی تنها محدود به کتب و رساله‌های بسیار قدیمی و بخش‌بندی‌های خاصی می‌شود که در دوران گذشتة تاریخ هنر انجام گرفته‌اند و مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از آثار هنری امروز در این تقسیم‌بندی‌های قدیمی به درستی جای نمی‌گیرند.
مشخص‌ترین تقسیم‌بندی‌ای که در اکثر کتب موجود (ترجمه یا تالیف) به آن اشاره شده است، بخش‌بندی هنر تئاتر در دسته‌های تراژدی، کمدی، تراژدی کمدی و ملودرام است. اگر چه این تعداد، کم و بیش در دوران باستانی تئاتر می‌توانستند جوابگوی اکثر آثار نمایشی باشند، در دنیای امروز و با توجه به پیشرفت‌های تکنیکی، ساختاری و حتی تنوع اندیشة بشر و نوع نگاهش به جهان، کافی به نظر نمی‌رسند.
این مقاله بسیاری از ژانرهای شناخته شده در دنیای ادبیات نمایشی را در برخواهد گرفت. نکاتی که براساس وجه تمایز این ژانرها طبقه‌بندی شده‌اند، می‌توانند به افراد برای آشنایی با یک نمایشنامه، اجرا یا نقد آن کمک فراوانی کنند. این راهنما می‌تواند در انجام تحقیقات و حتی پایان‌نامه‌های دانشگاهی مورد استفاده قرارگیرد. طبقه‌بندی آثار نویسندگان بزرگ جهان، شناخت ساختار آنها، توجه به موضوعات مورد بحث در نمایشنامه‌های گوناگون و ... از جمله مواردی هستند که با استفاده از این راهنما ساده‌تر صورت می‌گیرند.
ژانرشناسی تئاتر براساس دو وجه مهم موضوعی و ساختاری انجام می‌شود. از آنجایی که هر نمایشنامه به اندیشة نویسنده و تمی که در آن جاری است، وابسته است و ساختار تکنیکی نیز به آشکار شدن همین موضوع و تم کمک می‌کند، ژانرشناسی نیز باید با توجه به این موارد مهم و اساسی انجام گیرد. پیش از هر چیز کلمة خاصی که در بردارندة نام هر ژانر است، توجه ما را به سوی موضوع یا محتوای نمایش و همچنین شکل ظاهری آن جلب می‌کند. این مساله، درست مشابه ژانرشناسی سینما صورت می‌گیرد. با این تفاوت که در تئاتر، کلام بیش از تصویر، نقش تعیین‌کننده دارد و البته امروزه ژانرهایی پدید آمده‌اند که کلام در آنها نقشی ندارد و هر حرکت، عاملی تعیین‌کننده است.
به طور سنتی، ژانرهای نمایشی را به دسته‌های تراژدی، کمدی، حماسی یا اپیک، غنایی و شبانی تقسیم‌بندی کرده‌اند. اما تقسیم‌بندی جدید بیش از هر چیز اذعان دارد که قبل از هر شخص دیگر، این نویسندة اثر است که ژانر نوشتة خود را می‌داند و تعیین می‌کند. بنابراین به طور قطع ژانرشناسی نیز مثل بسیاری از تقسیم‌بندی‌های هنری، نسبی است و جنبه‌های قطعی ندارد. مجموعة آگاهی و دانش تماشاگر و هنرمند است که به صورت ساختارمند و در قالب آموزشی مطرح می‌شود و نوع یک اثر هنری را نزدیک به هدف نویسنده تعیین می‌کند.
شناخته شدن این تقسیم‌بندی‌ها در حوزة نقد نیز بسیار موثر خواهد بود. اگر از این زاویه به موضوع بنگریم که هدف اصلی نقد در ابتدا آگاهی رساندن به مخاطب است، ژانرشناسی می‌تواند در شکل‌گیری سلیقة تماشاگر و آگاهی‌رسانی، اثری مستقیم داشته باشد. زمانی که منتقد براساس جدول ژانرشناسی، یک نمایش را واجد شرایط ساختاری یا اندیشگی یک یا چند ژانر اعلام کند، این موضوع به مخاطب کمک می‌کند که در انتخاب خود با پشتوانه‌ای علمی عمل کند و پیشاپیش نسبت به آنچه اجرا می‌شود، از نوعی دانش برخوردار باشد.
در ضمن، تعیین ژانر در نقد اثر نمایشی، می‌تواند به مخاطب و حتی خود هنرمند در شناخت عرصه‌های اجرایی یا پس‌زمینه‌های ادبی اثر، حال و هوا و فضای آن و تجزیه و تحلیل ذهنی، کمک کند.
برخی از فواید آشنایی با ژانر به قرار زیر است:
تنوع سلیقه نزد تماشاگر
افزایش اشکال مختلف نمایشی و برتری سطح کیفی
آشنایی با تئاتر روز جهان در کشورهای مختلف با توجه به فرهنگ ملل دنیا
آشنایی با نویسندگان نوآور
رهگشایی برای موضوعات و ساختارهای تازه و تفکری نو
دسته‌بندی در کتب آموزشی، تسهیل آموزش و وجود الگوی شناخت
استفادة بهینه از امکانات موجود
آشنایی بیشتر با مکتب‌ها، سبک‌ها و شیوه‌های اجرایی متفاوت و ...
هنر نمایش، عنصری جدای از زندگی انسان نیست و مسلما کلی‌ترین بخش‌بندی زندگی انسان، شامل لحظات تراژیک ـ کمدی و لحظاتی مرکب از هر دو است. نمایش در هر شکل و صورتی به این موارد تنه می‌زند و خنده، گریه یا مخلوطی از هر دو در آن نمود پیدا می‌کند. تقسیم‌بندی خاصی که مطرح می‌شود به معنای زیرپا گذاشتن اصول تراژدی و کمدی نیست، بلکه سعی دارد زیرمجموعه‌های آنها را تا حد امکان آشکار سازد.
کلمة ژانر در ترجمة لغوی نیز به سادگی به موارد مطرح شده در معنای ادبی ـ هنری اشاره دارد. Genre در فرهنگ لغات به معنی نوع، قسم، طبقه، دسته، جنس، طریقه و ... آمده است. طبقه‌بندی‌ای که در زیر می‌آید برگرفته‌ از کتب و مقالات مختلفی است که هر کدام تعاریف و دسته‌بندی‌های متعددی را مطرح کرده‌اند. جمع‌آوری این تعاریف و در کنار هم قرار گرفتن آنها می‌تواند به فهرستی مناسب تبدیل شود که اکثر ساختارها و موضوعات نمایشی را در بر می‌گیرد. از تعریف دسته‌های اصلی شامل تراژدی، کمدی و تراژیکمدی به دلیل تکرار مکررات خودداری شده است.
ذکر چند نکتة مهم دربارة این مقاله ضروری است:
تقسیم‌بندی‌های ذکر شده براساس اطلاعات و آمار و ساختارهایی انجام شده است که تا سال 1980 میلادی در دسترس بوده‌اند. بدیهی است که پس از گذشت سال‌ها و رسیدن به سال 2007 تعاریف بسیاری به این مجموعه اضافه شده و ژانرشناسی دچار تغییرات اساسی شده است. با توجه به رشد بی‌سابقة دنیای رسانه‌ها و اطلاعات و تلفیق تکنولوژی با هنر نمایش، امروزه شاهد ژانرهای بسیار متنوع و تازه‌ای در این زمینه هستیم.
هر اثر نمایشی می‌تواند چند ژانر را در بر گیرد. می‌توان ترکیبی از چند ژانر مختلف را برای توصیف و طبقه‌بندی یک نمایشنامه به کار گرفت. بنابراین مثال‌هایی که در این راهنما آمده است، قطعی نیستند و تنها نشان دهندة خصیصة بارز آن است. اصولا برای تعیین ژانر یک نمایشنامه یا اثر نمایشی باید از دو منظر موضوع و ساختار به اثر نگاه کرد و چنین است که یک نمایش یا نمایشنامه می‌تواند تلفیقی از ژانرهای مختلف باشد.
برخی زیرمجموعه‌های فرعی از این راهنما حذف شده‌اند تا خواننده راحت‌تر بتواند تقسیم‌بندی ارایه شده را با نمایشنامه‌های موجود تطبیق دهد. تعاریف، کلی هستند و بیشتر، نظریات «هیو هولمن» را در برمی‌گیرند که ناگفته پیداست این نظریات قطعی و مکفی نیستند. شناخت ژانرهای مختلف هنر نمایش و گشودن راهی برای هر چه نزدیک‌تر شدن به ساختارهای بین‌المللی و تازه، هدف این نوشته است که امیدوارم به رغم خطا و لغزش‌ها، مورد استفاده قرار گیرد.
برخی ساختارهای مطرح شده به دلیل اینکه در نمایشنامه به شکل مشخصی جای نمی‌گیرند و بیشتر با عناصر دیگر نمایشی چون کارگردانی، بازیگری، دکور، نور و ... سر و کار دارند، فاقد مثال در بخش نمایشنامه هستند.
اقتباس Adaptation
نویسندة این گونه نمایشنامه‌ها از اثر دیگری به عنوان مبدا، برای نوشتن نمایشنامه استفاده می‌کند. اقتباس، شامل بخش‌ها و شیوه‌های گوناگونی است. تبدیل فیلمنامه، رمان، داستان و ... به نمایشنامه نیز در این رده قرار می‌گیرد.
مثال: «فاسدان» نوشتة «آملین گری» اقتباسی از «هنری چهارم» اثر «شکسپیر».
2ـ انتزاعی Abstraction
نمایشنامه‌ای که کاملاً یا بخشی از آن غیرتجسمی است. به شکل ذاتی و ازلی اشیا و انسان می‌پردازد و ساختاری مفهومی دارد.
مثال: «بدیهه‌سازی اوهایو» نوشتة «ساموئل بکت».
3ـ انتقادی ـ اجتماعی Problem Play
شکلی از نمایشنامه که بنای آن بر طرح موضوعات اجتماعی و نقد آن است. دیرینگی این گونة نمایش به دوران یونان کهن می‌رسد.
مثال: «کمدی داوری» نوشتة «مناندر».
4ـ نمایش بورژوا Bourgeois Drama
در آخرین سال‌های سدة هجدهم شکل گرفت. این شیوة نوشتاری در برابر اصلی از کلاسیسم که نویسندگان را ناچار می‌کرد، قهرمانان را از اقشار بلند پایة جامعه مثل پادشاهان، نجبا و ... انتخاب کنند، طغیان کرد و قهرمان را از طبقة متوسط برگزید. تاکید بر اخلاق اقشار میانه، زندگی با تقوا و پرهیزکاری بورژوازی از مواردی هستند که در این گونه نمایشنامه‌ها دیده می‌شوند.
مثال: «عید پاک» نوشتة «یوهان آگوست استریندبرگ».
5ـ تئاتر ابسورد Theatre of Absurd
نمایشنامه‌های اروپایی ـ آمریکایی حاصل ناامیدی خرده بورژوازی پس از جنگ جهانی دوم. این نمایش‌ها به بیان هستی بی‌معنی و کوشش‌های بیهودة انسان می‌پردازند.
مثال: «در انتظار گودو» نوشتة «ساموئل بکت».
6ـ پوچی Absurdity
استفاده از عناصر نهیلیستیک در عمق معنا و تم نمایشنامه. این‌گونه آثار، اغلب از عناصر کمدی با تمایل به نهیلیسم که وجود هرگونه پایه و اساس دانش و حقیقت را انکار می‌کنند، سود می‌جویند.
مثال: «بیایید مو بخوریم» نوشتة «کارل لازلو».
7ـ کمدی ابسورد Absurd Comedy
نمایشنامه‌ای که به وضوح، غیرواقعی و نامعقول به نظر می‌رسد و از این رو خنده‌دار است. عناصر کمدی و تفکر عقلانی در کنار بی‌قید و بندی ابسورد قرار می‌گیرد.
مثال: «چی گفتی و برای چی؟» نوشتة «جیمز پال دی».
8ـ کمدی بزرگسال Adult Comedy
برخوردی فکاهی و خنده‌آور با نبرد همیشگی و مسایل درگیرانة میان جنس مذکر و مونث که گاهی به روابط خصوصی می‌پردازد و از حد و مرز خود فراتر می‌رود.
مثال: «هرزه» نوشتة «تام گیلسپی».
9ـ کمدی عجیب و غریب Bizarre Comedy
نمایشنامه‌ای که به شکل خیره‌کننده و غیرقابل تصور به مسایل کم اهمیت می‌پردازد و در عین سطحی بودن، سرگرم‌کننده است و مسایل مهم و جدی، مشکلات ژرف زندگی و اتفاقات عجیب را در این قالب و با استفاده از روشی هزل‌گرایانه و خودمانی مطرح می‌کند.
مثال: «فاسق» نوشتة «هارولد پینتر».
10ـ کمدی سیاه Black Comedy
نمایشنامه‌ای که به طور ذاتی کمدی است و عناصر آن را در بردارد، اما به مسایل جدی و عناصر تلخ و تاریک زندگی بیشتر اهمیت می‌دهد و لزوما پایان خوشی ندارد.
مثال: «نمایشی برای میکروب‌ها» نوشتة «ایزریل هورو ویتز».
11ـ مونولوگ کمدی Comedic Monologue
نمایشنامه‌ای تکنفره که کم و بیش دارای شوخی‌ها و رفتار و موقعیت و شخصیت کمیک است و پایانی غیرتراژیک دارد.
مثال: «خط مقدم» نوشتة «وان نیگرو».
12ـ کمدی دراما Comedy Drama
نوعی نمایشنامة کمدی که در آن عناصر سبک و سنگین با یکدیگر تلفیق می‌شوند. ساختار آن بیشتر به کمدی نزدیک است، اما موارد جدی و خطیر هم در کنار شوخی و کمیک مطرح می‌شوند.
مثال: «پس از واقعیت» نوشتة «جفری سوییت».
13ـ کمدی قافیه و وزن Comedy in Rhyme and Rhythm
نمایشنامه‌ای خنده‌آور و مضحک با استفاده از موسیقی و اشعار سبک و ضعیف و خودمانی.
مثال: «خانم‌های گردگیر» نوشتة «آرند هریتس».
14ـ کمدی ساتیر Comedy Satire
نمایشنامه‌ای کمدی که از حماقت، زشتی، کندذهنی، نقص، عیب، فساد و ... سواستفاده می‌کند و این خصایص را در انسان‌ها مورد تمسخر قرار می‌دهد.
مثال: «آرزوهای ممنوع» نوشتة «سوزان گلاسپر».
15ـ کمدی وسترن Comedy Western
نوعی کمدی که با مفاهیم کهنه و قدیمی غرب شوخی می‌کند. این کمدی ممکن است در فضای غرب وحشی یا فضایی مشابه فیلم‌های وسترن، رخ دهد.
مثال: «میدان‌های دوئل» نوشتة «اریک فرگوسن».
16ـ طرح کمیک Comic Sketch
نمایشنامه‌ای کوتاه و بی‌قاعده و غیررسمی با تاکید بر روی عدم تجانس. این اثر یک هجو ادبی است.
مثال: «آقای پا» نوشتة «مایکل فراین».
17ـ کمدی هجو Comic Skit
دارای خصوصیات کمدی با تکیه بر هجو کلامی و موقعیت و مسخرگی که کوتاه و بی‌قاعده است.
مثال: «مردی روی لبه» نوشتة «رندی گلوین».
18ـ کمدی پیش پرده Curtain - Raiser Comedy
کمدی کوتاهی که برای اجرا پیش از برنامة اصلی در نظر گرفته می‌شود و به صورتی است که به معرفی مفهوم مهم نمایش اصلی می‌پردازد.
مثال: «آقای شادی» نوشتة «دیوید ممت».
19ـ کمدی تیره Dark Comedy
در اصل و ذات، کمدی است، اما مسایل نه چندان زیبا و اندوه بار و خشن را مطرح می‌کند.
مثال: «سکوت بانو آن» نوشتة «جولز تاسکا».
20ـ کمدی فانتزی Fantasy-Comedy
نمایشنامه‌ای که براساس عناصر کمیک، شخصیت‌سازی شده و در فضای آزاد و بی‌قید و بند خیال و وهم اتفاق می‌افتد. این کمدی را کمدی تخیلی نیز گفته‌اند. افراط و زیاده‌روی در عمل و بی‌قانونی از دیگر خصوصیات آن است.
مثال: «راهی به بهشت» نوشتة «داگلاس پارک هرست».
21ـ کمدی موزیکال Musical Comedy
نمایشنامه‌ای خنده‌آور که کاملاً به شکل آهنگین اجرا می‌شود و شعر و موسیقی در آن نقش اساسی دارند.
مثال: «شکار اسنارک» نوشتة «یوجین جکسن».
22ـ کمدی رمانتیک Romantic Comedy
نوعی نمایشنامة کمدی که موضوع اصلی آن عشق میان زن و مرد است. عناصر کمدی و احساسی در این‌گونه نمایشنامه‌ها در هم می‌آمیزند.
مثال: The New Quixote نوشتة «مایکل فرین».
23ـ کمدی ساتیریک Satiric Comedy
تلفیقی از ساتیر و کمدی است.
مثال: «ملکه‌های فرانسه» نوشتة «تورنتون وایلدر».
24ـ کمدی احساساتی Sentimental Comedy
نمایشنامه‌ای بر پایة احساسات رقیق و سبک و لحظات شوخی و کمیک.
مثال: The 75 th نوشتة «ایزریل هورو ویتز».
25ـ کمدی بورژوا Bourgeois Comedy
دارای خصوصیات اصلی نمایشنامه‌های بورژوایی در کنار عناصر کمیک. همان شخصیت‌ها و وقایع نمایش‌های اقشار متوسط جامعه به زبانی کمیک در این نمایشنامه‌ها جان می‌گیرند.
26ـ نمایش تمثیلی Allegory
نمایشنامه‌ای که افراد و اشیا و اتفاقات در آن دارای معانی و مفاهیم و ارزش دوگانه‌ای هستند و جز معنی اولیة خود به معنای والاتر نیز اشاره دارند.
مثال: «Dansen» نوشتة «برتولت برشت».
27ـ آوانگارد Avant-Garde
نمایشنامه‌ای که قوانین و قواعد از پیش تعیین شده و عرف جامعه را زیرپا می‌گذارد.
مثال: «ترس‌های بچه‌گانه» نوشتة «امانوئل پلوسو».
28ـ صحنة برهنه Bare - Stage
نمایشنامه‌ای بدون احتیاج به وسایل صحنه که اجرای آن می‌تواند بدون آکسسوار یا با حداقل امکانات صورت گیرد. گاهی به نام Open-Stage نیز شناخته می‌شود.
مثال: «خاطرات تدریجی» نوشتة «بری لیتواک».
29ـ طرح ساده Brief Sketch
یک هجو ادبی، بدون ساختار قانونمند، کوتاه.
مثال: «شب» نوشتة «هارولد پینتر».
30ـ اپرای خانگی Chamber Opera
اپرایی برای سالن تئاتر خانوادگی و یا افرادی خاص و محرم.
مثال: «اگنس» نوشتة «مایکل جان لاچیوزا».
31ـ اپرا Opera
نمایش منظومی که به شکل موسیقی در آمده باشد و مکالمه در آن نباشد. کلمات به شعر هستند و با آواز خوانده می‌شوند. موسیقی، آن را همراهی می‌کند و گاهی رقص هم در آن دخیل است. ترکیبی از هنرهای موسیقی، نور، آواز، رقص و ... که به صورتی مجلل و پرزرق و برق است.
32ـ اپرت Operet
اپرای کوتاه و مسخره. شکلی از اپرای شادی‌آور سبک که موسیقی و آواز شاد، جای اصلی را در مجموعة آن به خود اختصاص داده‌اند.
33ـ نمایش تاریخی Historical Drama
نمایش تاریخی انگلیسی با چهل و چند سال دوران شکوفایی خود، یک پدیدة و بی‌نظیر در تاریخ تئاتر است. وظیفة آن نه تنها سرگرم‌ کردن، بلکه ارایة اطلاعات، تبلیغ، آشنا کردن با سیاست و فلسفه بود. این دراما جای واقعه‌نگاری، مطبوعات دوره‌ای، روزنامة گویا و ... را می‌گرفت. البته نمایش تاریخی به طور لزوم نباید نعل به نعل از روی تاریخ برداشت شده باشد بلکه تلفیق تاریخ و داستان‌پردازی نمایش در آن مطرح است.
مثال: «هنری چهارم» نوشتة «ویلیام شکسپیر».
34ـ نمایش خانگی Chamber play
نمایش یا نمایشنامه‌ای که برای اجرا در منزل یا مکانی خصوصی مهیا شده باشد.
مثال: «شنیدن» نوشتة «ادوارد آلبی».
35ـ کورئو پوئم Choreo poem
نمایشی توام با رقص که به صورت نظم نوشته شده باشد. این نوع نمایش به اپرا نزدیک است اما لزوما به آن شکل از موسیقی استفاده نمی‌کند و شعر و رقص، بیشتر به عنوان مکمل در کنار یکدیگر قرار دارند.
مثال: «از بامیه تا سبزیجات» نوشتة Ntozake Shange
36ـ Craft Cycle
نمایشنامه‌ای قرون وسطایی و براساس کتاب مقدس، محصول صنف بازرگانان و پیشه‌وران انگلستان و اسکاتلند.
مثال: «هبوط لوسیفر» از کتاب N.Towne Plays
37ـ دراما Drama
نمایشنامه‌ای جدی که دربارة موضوعات مهم و اساسی بشری صحبت می‌کند و می‌تواند با تراژدی یا کمدی و یا دیگر ژانرهای نمایشی تلفیق شود.
مثال: «کاسپر» نوشتة «پیتر هاندکه».
38ـ مونولوگ دراماتیک Dramatic Monologue
نمایشنامه‌ای جدی و تک نفره که معمولا و نه به طور لزوم، کوتاه است. گاه این اصطلاح به بخشی از نمایشنامه‌ها نیز اطلاق می‌شود.
مثال: «کابوس ساعت‌ها» نوشتة «وان نیگرو».
39ـ خوانش دراماتیک Dramatic Reading
اجرا و خواندن موارد و نوشته‌هایی غیر از یک نمایشنامه، روی صحنه است. قراردادن تئوری‌های فیزیک به جای سطور نمایشنامه و اجرای آن در همین دسته‌بندی قرار می‌گیرد که «آن بوگارت» این کار را انجام داده است.
مثال: «لحظات مهم سخنرانی در آمریکا» نوشتة «ول چیتهم».
40ـ نمایش دو نفره Duo Logue
نمایشنامه‌ای برای دو نفر ـ فارغ از ساختار یا شکل آن.
مثال: «فلفل و شن» نوشتة «املین ویلیامز».
41ـ نمایش فانتزی Fantasy Drama
نمایشنامه‌ای که براساس عناصر دراما شخصیت‌سازی شده، ولی در فضایی تخیلی و بی‌قاعده اتفاق می‌افتد.
مثال: «گفتگوهایی با بانوی اسپانیایی» نوشتة «رابرت شنکان».
42ـ فارس Farce
نمایش خنده‌آوری که در آن طرح و کنش و موضوع بر شخصیت و مفهوم، تسلط دارند.
مثال: «سازگاری» نوشتة «آلبرت برمل».
43ـ فارس ملودراما Farce - Melodrama
تعریف فارس به علاوة گزاف‌گویی و اغراق تئاتریکال، شخصیت‌پردازی سطحی با برتری طرح و کنش فیزیکی و ... .
مثال: «معمای غیرقابل حل بانکداران» نوشتة «کلیوهابولد».
44ـ مونولوگ نیم ساعته Half - Hour Monolgue
نمایشنامه‌ای تک نفره در حدود نیم ساعت.
مثال: «تراشه‌ای در شکر» نوشتة «آلن بنت».
45ـ ماسک Masque
نمایش سرگرمی‌ساز، مجازی و تمثیلی که در قرون 16 و 17 طرفدار داشت و هنوز هم هر ازگاه روی صحنه می‌رود. این گونة نمایشی می‌تواند به اشکال کمدی یا تراژدی و ... درآید. با این تفاوت که ماسک بر چهرة بازیگران از عناصر اصلی نمایش است.
مثال: «متل» نوشتة «ژان کلود ون ایتالی».
46ـ ملودراما Melodrama
پیدایی این شکل دراماتیک با ظهور ذوق و علاقة مردم به مناظر طبیعی اتفاق افتاد. نگارگری مناظر طبیعی به تدریج گسترش می‌یابد و تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر تزیینات صحنه‌ای می‌گذارد. این نمایشنامه‌ها دارای عناصر افراطی یا اغراق‌ شدة تئاتریکال، شخصیت‌پردازی‌های سطحی و احاطه و تسلط طرح و کنش فیزیکی هستند. در قدیم این اصطلاح به نمایشی اطلاق می‌شده که با ساز همراه بوده است. ولی امروزه به نمایشی گفته می‌شود که مخصوص عوام نوشته شده و جنبة احساسی شدیدش بر جنبة ادبی آن غلبه دارد.
مثال: «بی‌روح» نوشتة «ری برادبری».
47ـ میم Mime
نمایش بدون کلام. در میان یونانیان و رومیان قدیم به نمایشی گفته می‌شد که در آن مولف، اخلاق و عادات مصطلح را تقلید می‌کرد و در نمایش او اشخاص و حوادث حقیقی به‌طور مسخره عرضه می‌شدند. اما امروزه به نمایشی گفته می‌شود که هنرپیشه با حرکات دست و صورت و بدن، احساسات و عواطف درونی یا حوادث را بیان کند.
مثال: «حرکت بدون کلام» نوشتة «ساموئل بکت».
48ـ مونودراما Monodrama
نمایشنامه‌ای برای یک بازیگر که ممکن است چند شخصیت هم در آن وجود داشته باشد.
مثال: «یک شخص» نوشتة «رابرت پتریک».
49ـ نمایش اخلاقی Morality play
نمایشنامه‌ای که شامل شخصیت‌های تمثیلی است و به نمایش‌های انتزاعی نیز نزدیک است. این گونه در قرون 15 و 16 میلادی محبوبیت داشت. اما امروزه نیز در ارتباطات مدرن میان نمایشنامه‌نویس و تماشاگر به کار گرفته می‌شود.
مثال: «سحر خواهد آمد» نوشتة «دیوید و این استاک».
50ـ تئاتر مولتی مدیا Multimedia Theatre
ترکیبی از اشکال مختلف هنری که به صورت زنده روی صحنه اجرا می‌شوند. موسیقی، هنرهای تصویری فیلم و ویدیو و ... .
مثال: Canada Ending And Other Wars of 1812
51ـ راز Mystery
این واژه در ادبیات نمایشی به دو شکل متفاوت استفاده شده است. 1ـ نوعی نمایشنامة قرون وسطایی دربارة تمامی وقایعی که بر مسیح و مریم مقدس گذشت. 2ـ تاکید روی وقایع بدون توجیه، ناشناخته، مرموز و مخفیانه که در پایان همراه با یک آشکارسازی و نتیجه‌گیری کلی است.
مثال برای نمونة دوم: «دوبطری چاشنی» نوشتة «لرو دانزنی».
52ـ ملودرامای رازآمیز Mystery Melodrama
تلفیقی از ملودراما در کنار تئاتر راز از نوع دوم.
مثال: «موش‌ها» نوشتة «آگاتا کریستی».
53ـ نمایش مصیب Passion play
نمایشی از زندگی و مصلوب شدن عیسی مسیح.
54ـ نمایش آوا و کوبش Piece for Voice and Percussion
نمایشی وابسته به آواهای رسا و کوبش سازها که بیشتر به شکل آیینی نمایش نزدیک است و صدا در آن نقش اصلی را ایفا می‌کند.
مثال: «زبان‌ها» نوشتة «سم شپارد ـ جوزف چایکین».
55ـ نمایش توام با موسیقی Play with Music
نمایشی وابسته و مرکب با موسیقی.
مثال: «بیرون خانة پدری ما» نوشتة «پائولاوگنر ـ جک هافسیس ـ ایو مریام».
56ـ نمایشنامه رادیویی Radio Play
نمایشنامه‌ای برای شنیدن و تصور کردن. استفاده از عنصر تخیل و صداسازی برای ایجاد فضای نمایشی. افکت، موسیقی و دیالوگ از مهم‌ترین عناصر آن هستند.
مثال: «سه موش کور» نوشتة «آگاتا کریستی».
57ـ جنگ نمایشی Revue
موقعیتی دراماتیک یا کمدی کوتاه که به صورت بخشی مجزا در یک برنامه اجرا می‌شود. گاهی اوقات به اصطلاح Black out از آن نام برده می‌شود.
مثال: «داوطلب» نوشتة «هارولد پینتر».
58ـ رومنس Romance
نمایشنامه‌ای که موضوع اصلی آن عشق است و ماجراجویی در آن وجود دارد.
مثال: Still-love نوشتة «رابرت پتریک».
59ـ فارس رمانتیک Romantic Farce
نوعی نمایشنامة کمدی که تلفیقی است از موقعیت‌های هجوآمیز خنده‌آور و مسایل احساسی و عاشقانه.
مثال: «تقلید ادبی» نوشتة «نیک هال».
60ـ ساتیر Satire
نمایشنامه‌ای که حماقت‌ها، کند ذهنی‌ها، فساد و گناه و ... را به تمسخر می‌گیرد.
مثال: «اگر مردها مثل زن‌ها ورق بازی می‌کردند» نوشتة «جورج.اس.کافمن».
61ـ فانتزی ساتیریک Satiric Fantasy
نمایشنامه‌ای غیرواقعی و تخیلی که شامل خصوصات ساتیر در مکان و زمان غیرواقعی به همراه شخصیت‌های تخیلی می‌شود.
مثال: «متل» نوشتة «ژان کلود ون‌ایتالی».
62ـ نمایش علمی تخیلی Science Fiction play
نمایشنامه‌ای پیش‌بینانه که انسان در آن از علم استفاده می‌کند. پیشرفت‌های علمی اکتشافات، اختراعات و ... از مواردی هستند که در این آثار مطرح می‌شوند و حتی ممکن است مانند آثار ژول ورن پیش‌بینی‌های علمی نیز در آن صورت گیرد.
مثال: Camera Obscura نوشتة «رابرت پتریک».
63ـ نمایشنامة صوتی بصری کوتاه Short Audio and Visual Piece
نمایشنامه‌ای کوتاه وابسته به قدرت و امکانات صوتی و بصری با تجربه‌ای در مینی‌مالیسم.
مثال: «نفس» نوشتة «ساموئل بکت».
64ـ درام تعلیقی Suspense Drama
نمایشنامه‌ای که تمرکز آن روی مسایل توجیه‌ناپذیر است و عوامل رمز و راز در آن دخیل هستند. معمولا یک آشکارسازی در پایان آن وجود دارد و ایجاد اضطراب و ترس در تماشاگر از خصوصیات اصلی آن است.
مثال: «دفتر خاطرات» نوشتة «مارشا آن شنک».
65ـ نمایشنامة سمبولیک Symbolical play
نمایشنامه‌ای نمادین و کنایه‌ای که عناصر آن قابل بسط و گسترش به نمونه‌های واقعی هستند.
مثال: «کسی از آسیسی» نوشتة «تورنتون وایلدر».
66ـ نمایش شعری Theatre Poems
انتخاب‌های جداگانة اشعار و در کنار هم قراردادن آنها در یک قالب تئاتری.
مثال: Savage love نوشتة «سم شپارد ـ جوزف چایکین».
67ـ تریلر (هیجان‌انگیز) Thriller
نمایشنامه‌ای که وابسته به غافلگیری‌های طرح و پیچش‌های داستانی است.
مثال: «ده سیاهپوست کوچولو» نوشتة «آگاتا کریستی».
68ـ کارآگاهی ـ معمایی Detective and Mystery
نمایشنامه‌ای که در آن شخصیت کارآگاه به عنوان شخصیت محوری حضور دارد و معمولا با یک معما (قتل) رو به رو می‌شود و مرحله به مرحله به حل معما نزدیک می‌شود.
مثال: اکثر نمایشنامه‌های آگاتا کریستی.
69ـ جنگ War
نمایشنامه‌ای که موضوع اصلی آن حول محور جنگ و اتفاقات آن یا تبعات پس از آن می‌گردد.
مثال: «در منطقة جنگی» نوشتة «یوجین اونیل».
70ـ نمایش مستند Documentary Drama
آغاز آن از دهة 60 و در آلمان غربی بود و ویژگی آن نشان دادن رویدادهای واقعی بر صحنه که بنای آنها پرسش‌های اخلاقی، گناه و مسوولیت در کارهای عمومی بوده است.
71ـ تئاتر تجربی Experimental Drama

72ـ تئاتر مدرن Modern Drama
جنبش بازساخت نمایش در اروپا که در ربع آخر قرن نوزدهم شروع شد و انگیزة اصلی آن واقع‌گرایی بود.
73ـ تئاتر اپیک Epic Theatre
برتولت برشت (1956ـ1898) تمهیدهای مربوط به طرح نمایش سنتی را که برساختار ارسطویی استوار است، با بیگانه‌سازی (فاصله‌گذاری) عوض کرد. او داوری عقلانی و بدون دخالت احساس را در نمایشنامه‌ها و شکل اجرایی خود مدنظر داشت.
مثال: «ننه دلاور و فرزندانش» نوشتة «برتولت برشت».
74ـ نمایش ساکن Static Drama
کوششی است برای دوری از جنب و جوش در شخصیت‌پردازی سدة نوزدهم. هدف، نشان دادن جوهر فعالیت‌های غم‌انگیز، رازآمیز و پنهان روح بود.
75ـ نمایش سیاسی Political Drama
بر موضوعات سیاسی روز تکیه دارد، دارای تاریخ مصرف است و دارای دیالوگ‌های شعارگونه و اید‌ئولوژیک و ... است.
مثال: «ترس و نکبت رایش سوم» نوشتة «برتولت برشت».

منابع
1ـ دفترچه ادبیات، نوشتة سی . هیو هولمن C.Hugh Holman، چاپ چهارم، انتشارات آموزشی Bobbs-Merrill، ایندیانا پلیس، آمریکا، 1980.
2ـ راهنمای نگارش نمایشنامة تک پرده‌ای، نوشتة لوییس هینفورد، (Lewis. W. Heniford).
3ـ دایره‌المعارف پلییاد، جلد اول و دوم، نوشتة آندره شافنر و دیگران، ترجمة نادعلی همدانی، صفیه روحی، آزاده مستعان، انتشارات نمایش، تهران، 1383.
4ـ فرهنگوارة داستان و نمایش، دکتر ابوالقاسم رادفر، انتشارات اطلاعات، تهران، 1366.
5ـ کتاب نمایش، خسرو شهریاری، دفتر اول، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، تهران، 1365.
6ـ فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی آریانپور، عباس و منوچهر آریانپور کاشانی، امیرکبیر، نوبت بیست و دوم، تهران، 1380.
7ـ www.Theatre links/Genre.com
8ـ www.BavneSandnoble.com
9ـ www.Answers.com
10ـ www.Scare crow press.com
11ـ www.Borders.com

+ نوشته شده توسط محمد حسین در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 10:7 PM |


آکادمی ملی هنر و علوم آمریکا، فهرست اسامی بازیگران نامزدهای اسکار 2008 را معرفی کرد.

به گزارش روز دوشنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز"، به نقل از سایت هالیوود، بازیگران نامزد در اسکار 2008 به شرح زیر هستند:

جاش برولین برای فیلم« پیرمردها کشوری ندارند»، جورج کلونی برای فیلم« مایکل کلایتن»، دانیل دی لوییس برای فیلم« اینجا خون است»، جانی دپ برای فیلم« سوئینی تاد»، ایمیلی هرش برای فیلم« در طبیعت وحشی»، فیلیپ سیلرهافمی برای فیلم« وحشی/قبل از آنکه شیطان بفهمد تو مرده ای»، تامی لی جونز برای فیلم« در دره Ellah»، جیمز مک آوی برای فیلم« کفاره»، جک نیکلسون برای فیلم« فهرست منحنی»، دنزل واشنگتن برای فیلم« گانگسترهای آمریکایی»، دان شیدل برای فیلم« با من حرف بزن»، کریس کوپر برای فیلم« رخنه»، جان کیوزاک برای فیلم« گریس رفت»، بنیچیو دل تورو برای فیلم« چیزهایی که در آتش از دست دادیم»، مورگان فری من برای فیلم« فهرست منحنی»، رایان گاس لینگ برای فیلم « لارس و دختر واقعی»، تام هنکس برای فیلم« جنگ چارلی میسون»، فرانک لانگ جلد برای فیلم« عصر شروع می شود» و کیسی افلک برای فیلم « ترور جسی جیمز»
__________________
+ نوشته شده توسط محمد حسین در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 9:1 AM |

سایت رسمی آکادمی  علوم و هنرهای سینمایی اعلام کرد: فیلم ژانی گه ل ساخته جمیل رستمی به عنوان نماینده سینمای عراق در هشتادمین دوره ا ین مراسم حضور دارد

این فیلم در بخش اسکار فیلم های غیر انگلیسی زبان با آثار دیگر کشور ها به رقابت خواهد پرداخت.

 بنا به همین گزارش؛ دومین ساخته بلند جمیل رستمی به خاطر بهره گیری از جلوه های ویژه و عظیم و پرهزینه بودن به نظر می رسد با توجه به حضور فیلم هایی چون "ناشناس" به کارگردانی جوزپه توناتوره از ایتالیا، "4 ماه، 3 هفته و 2 روز" ساخته کریستیان مونگیو  از رومانی، فیلم ضد ایرانی پرسپولیس ساخته مرجانه ساتراپی، ونسان پارانو  از فرانسه و ... این فیلم شانس مناسبی برای نامزدی نهایی جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان داشته باشد.

ژانی گه ل که مسائل انسانی منطقه از جمله کردها را به تصویر می کشد و بر اساس نخستین و مشهورترین رمان کردی نوشته ابراهیم احمد ساخته شده داستان مردی به نام جوامر است که در جریان تظاهراتی (به سال 1947) در شهر سلیمانیه عراق به طور اتفاقی به جمع تظاهرکنندگان می پیوندد و هنگام کمک به زن مجروحی توسط ماموان دولتی خود نیز مجروح و به عنوان رهبر شورشیان دستگیر و پس از گذشت ده سال از زندان آزاد و به جستجوی خانواده خود می پردازد که با اتفاقات جدیدی روبرو می شود.

جمیل رستمی کارگردان جوان و برجسته سینما دو سال پیش در اسکار 2006 نیز با فیلم مرثیه برف (به بعنوان  اولین نماینده سینمای عراق در تاریخ اسکار) اولین حضور خود را  در کنار دو کارگردان دیگر سینمای ایران رضا میر کریمی و محسن مخملباف تجربه کرده است.

ژانی گه ل پیش تر در جشن خانه سینما به نمایش درآمد و توانست جایزه بهترین موسیقی متن فیلم  را به خود اختصاص دهد.

جمیل رستمی (کارگردان و تهیه کننده) این فیلم را با عوامل ایرانی و بازیگران کرد کشور عراق  ساخته و صداگذاری آن نیز به صورت دالبی دیجیتال در استودیو اونن فرانسه انجام گرفته است.

+ نوشته شده توسط محمد حسین در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 8:57 AM |
دو فیلم "پیرمردها کشوری ندارند" برادران کوئن و "خون بپا می شود" پل تامس اندرسن هر یک در هشت رشته نامزد دریافت جوایز اسکار سال 2008 شدند.
فهرست نامزدهای هشتادمین جوایز سالانه آکادمی ساعتی پیش با حضور سید گنیس رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی و کتی بیتس بازیگر برنده اسکار اعلام شد. فیلم‌های "مایکل کلیتن" و "تاوان" هم هر یک در هفت رشته نامزد اسکار شده‌اند.
برندگان هشتادمین دوره مراسم اهدا جوایز اسکار روز 24 فوریه (پنجم اسفند) در مراسمی در کداک تیه‌تر هالیوود مشخص می‌شوند. فهرست کامل نامزدهای هشتادمین دوره جوایز اسکار به این شرح است:

بهترین فیلم:
- تاوان
- جانو
- مایکل کلیتن
- پیرمردها کشوری ندارند
- خون بپا می شود

بهترین کارگردان:
- جولین اشنیبل / زنگ شیرجه و پروانه
- جیسن ریتمن / جانو
- تونی گیلروی / مایکل کلیتن
- جوئل و ایتن کوئن / پیرمردها کشوری ندارند
- پل تامس اندرسن / خون بپا می‌شود

بهترین فیلمنامه غیراقتباسی:
- جانو
- لارس و دختر واقعی
- مایکل کلیتن
- راتاتوی
- سویج‌ها

بهترین فیلمنامه اقتباسی:
- تاوان
- دور از او
- زنگ شیرجه و پروانه
- پیرمردها کشوری ندارند
- خون بپا می شود

بهترین بازیگر مرد:
- جرج کلونی / مایکل کلیتن
- دنیل دی ـ لوئیس / خون بپا می‌شود
- جانی دپ / سوئینی تاد
- تامی لی جونز / در دره الله
- ویگو مورتنسن / قول‌های شرقی

بهترین بازیگر زن:
- کیت بلانشت / الیزابت: عصر طلایی
- جولی کریستی / دور از او
- ماریون کوتیلارد / زندگی به رنگ صورتی
- لورا لینی / سویج‌ها
- الن پیج / جانو

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:
- کیسی افلک / ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو
- خاویر باردم / پیرمردها کشوری ندارند
- فیلیپ سیمور هافمن / جنگ چارلی ویلسن
- هال هالبروک / درون طبیعت وحشی
- تام ویلکینسن / مایکل کلیتن

بهترین بازیگر زن نقش مکمل:
- کیت بلانشت / من اینجا نیستم
- روبی دی / گانگستر آمریکایی
- سوارس رونان / تاوان
- ایمی رایان / رفته، عزیزم، رفته
- تیلدا سوئینتن / مایکل کلیتن

بهترین فیلم انیمیشن:
- پرسپولیس / مرجانه ساتراپی و ونسان پارانو
- راتاتوی / براد برد
- موج‌سواری / اش برانن

بهترین فیلم انیمیشن کوتاه:
- والروس را ملاقات کردم
- مادام توتلی ـ پوتلی
- حتی کبوترها هم به بهشت می روند
- عشق من
- پیتر و گرگ

بهترین فیلم کوتاه زنده:
- شبانه
- جایگزین
- موتزارت جیب‌برها
- Tangi Argentini
- زن تونتو

بهترین طراحی صحنه:
- گانگستر آمریکایی
- تاوان
- قطب‌نمای طلایی
- سوئینی تاد
- خون بپا می شود

بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان:
- جاعل‌ها / اشتفان روزویتسکی از اتریش
- بیوفورت / جوزف سدار از اسرائیل
- مغول / ‌سرگئی بودرف از قزاقستان
- کاتین / آندری وایدا از لهستان
- 12 / نیکیتا میخالکف از روسیه

بهترین فیلمبرداری:
- ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو
- تاوان
- زنگ شیرجه و پروانه
- پیرمردها کشوری ندارند
- خون بپا می شود

بهترین جلوه‌های ویژه تصویری:
- دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا
- قطب‌نمای طلایی
- ترانسفورماتورها

بهترین طراحی لباس:
- در سرتاسر جهان
- تاوان
- الیزابت: عصر طلایی
- زندگی به رنگ صورتی
- سوئینی تاد

بهترین مستند بلند:
- افقی پیش رو نیست / چارلز فرگوسن
- عملیات بازگشت به خانه: نوشتن تجربه‌های زمان جنگ / ریچارد رابینز
- سیکو / مایکل مور
- تاکسی به سمت تاریکی / الکس گیبنی
- جنگ، رقص / شان فاین و آندره‌آ نیکس

بهترین مستند کوتاه:
- مالکیت مطلق
- تاج
- سلیم بابا
- مادر ساری

بهترین تدوین:
- اولتیماتوم بورن
- زنگ شیرجه و پروانه
- درون طبیعت وحشی
- پیرمردها کشوری ندارند
- خون بپا می‌شود

بهترین صداگذاری:
- اولتیماتوم بورن
- پیرمردها کشوری ندارند
- راتاتویی
- قطار سه و 10 دقیقه به یوما
- ترانسفورماتورها

بهترین تدوین صدا:
- اولتیماتوم بورن
- پیرمردها کشوری ندارند
- راتاتویی
- خون بپا می‌شود
- ترانسفورماتورها

بهترین موسیقی:
- تاوان
- بادبادک‌باز
- مایکل کلیتن
- راتاتویی
- قطار سه و 10 دقیقه به یوما

بهترین ترانه:
- یکبار
- طلسم‌شده
- اوگست راش
- طلسم‌شده
- طلسم‌شده

بهترین چهره‌پردازی:
- زندگی به رنگ صورتی
- نوربیت
- دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا

................................................

منبع: خبرگزاری مهر

تعداد مشاهده: 441 بار

................................................

دیگر اخبار مربوط به اسکار 2008:

"میم مثل مادر" از اسکار بازماند

نامزدهای اولیه اسکار چهره‌پردازی اعلام شد

اسکار 2008 طبق برنامه برگزار می شود

شمارش معکوس اسکار هشتادم آغاز شد

306 فیلم برای اسکار بهترین فیلم رقابت می‌کنند

"ميم مثل مادر" سوني پيکچرز را تحت تاثير قرار داد

با شدت يافتن اعتصاب فيلمنامه‌نويسان

رقابت اسکار و آشفتگی هالیوود

فهرست اولیه نامزدهاي بهترين فيلم مستند اسكار 2008 معرفي شدند

رقابت 12 فیلم برای اسکار بهترین انیمیشن

نخستین پیش بینی ها برای اسکار 2008

اسکار فیلم غیرانگلیسی‌زبان رکورد شکست

« ژانی گه‌ل » نماینده عراق در اسکار 2008 شد

جدیدترین فیلم آنگ لی از حضور در اسکار 2008 بازماند

آکادمی اسکار به سینمای هند هشدار داد

هشت مستند کوتاه برای رقابت در اسکار انتخاب شد

جدیدترین فیلم جوزپه تورناتوره به اسکار 2008 رفت

« دخالت بخش دولتي در ارائه فيلم به اسكار، غير قابل قبول است »

منوچهر محمدی: پخش جهانی « میم مثل مادر » را آغاز می‌کنیم

بخت « میم مثل مادر » در اسکار

معیارهای انتخاب « میم مثل مادر » اعلام شد

« ميم ‌مثل ‌مادر » نماينده سينماي ايران در اسكار شد

ناصر شفق: « تقاطع » دارای استانداردهای جهانی است

فریدون حسن پور: فكر نمي‌كردم فيلم من جزو هشت كانديداي حضور در اسكار باشد

علیرضا شجاع نوری: نماينده ايران در اسكار در اسرع وقت اعلام مي‌شود

« جایی در دوردست » فیلمی جذاب برای آن سوی مرزهاست

جهانگیر کوثری: « خون‌بازي » براي آكادمي اسكار مناسب‌تر است

« زمستان است » بیشترین بخت را دارد

نتايج مرحله اول كميته انتخاب فيلم ايراني براي اسكار اعلام شد

+ نوشته شده توسط محمد حسین در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 6:5 PM |
+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 7:44 PM |
The red carpet is back The red carpet is back
After last year's subdued ceremony, under the shadow of war, the Oscars bring back the glitz for 2004. Because obviously the war's over now. Isn't it?
Photo: Ric Francis / AP


 
Peter Jackson Peter Jackson
It's his night. Probably. He can well allow himself a regal wave at this, his coronation.
Photo: Laura Rauch / AP


 
Alison Krauss Alison Krauss
A fantastic Oscars tradition; the Ludicrously Expensive Shoes. Krauss, who sings one of the nominated songs from Cold Mountain, shows off the $2m diamond shoes (by Stuart Weitzman, if you're interested). She follows in the footsteps of Laura Elena Harring, who wore $1m shoes in 2002. Now that's inflation
Photo: Laura Rauch / AP


 
Naomi Watts and Heath Ledger Naomi Watts and Heath Ledger
Not now, Heath. Maybe later.
Photo: Laura Rauch / AP


 
Eleanor Coppola and husband Eleanor Coppola and husband
The director of Hearts of Darkness arrived with husband Frank. Her daughter Sofia is up for best director.
Photo: Laura Rauch / AP


 
Keisha Castle-Hughes Keisha Castle-Hughes
Little Keisha, who's 13, is up for best actress for her performance in the Kiwi film Whale Rider. She's wearing little whale-shaped hairpins, and is chaperoned by her mum. Bless.
Photo: Ian West / PA


 
Holly Hunter Holly Hunter
Hunter is nominated for best supporting actress for Thirteen.
Photo: Laura Rauch / AP


 
Ben Kingsley Ben Kingsley
Sir Ben is widely expected to be an also-ran in the best actor stakes. But this lady is his wife, so he may not be too disappointed.
Photo: Laura Rauch / AP


 
Diane Lane Diane Lane
A runner-up last year with Unfaithful, Lane isn't in the running this year. That didn't stop her trying to upstage the nominees with her dress.
Photo: Laura Rauch / AP


 
Marcia Gay Harden and husband Marcia Gay Harden and husband
She's pregnant. It's not just the burgers. She's also up for best supporting actress. If she wins, she'll be the second pregnant Oscar-winner in consecutive years.
Photo: Chris Pizzello


 
Scarlett Johansson Scarlett Johansson
The flavour of the month isn't nominated.
Photo: Chris Pizzello / AP


 
Samantha Morton Samantha Morton
The British thespian is unlikely to trump Charlize Theron in the best actress category.
Photo: Laura Rauch / AP


 
Charlize Theron Charlize Theron
The South African won best actress for her portrayal of a serial killer in Monster.
Photo: Laura Rauch / AP


 
Liv Tyler Liv Tyler
Presenting an award, she topped off this saucy librarian look with some heavy rimmed specs.
Photo: Laura Rauch / AP


 
Sandra Bullock Sandra Bullock
She presented an award with John Travolta.
Photo: Ian West / PA


 
Nicole Kidman Nicole Kidman
How exactly does that stay up?
Photo: Ian West / PA


 
Johnny Depp Johnny Depp
Depp politely dismissed suggestions he would be raising hell after the ceremony, saying he was more likely to go straight home.
Photo: Kevork Djansezian / AP


 
Sofia Coppola Sofia Coppola
The only one of the clan to be nominated this year, she won for best original screenplay, although not for best director.
Photo: Ian West / PA


 
Uma Thurman Uma Thurman
Presumably Bill is the stylist who advised her to wear this, hence her animus towards him.
Photo: Laura Rauch / AP


 
Angelina Jolie Angelina Jolie
Photo: Nic Francis / AP


 
Jack Black and friend Jack Black and friend
Black was in characteristically irreverent mood on the red carpet. Inside he presented the best song award with impeccable charm.
Photo: Ian West / PA


 
_keaton Diane Keaton
The garb of someone stuck in a style rut?
Photo: AP


 
_sienna Sienna Miller and friend
Accessorise an outfit with Jude Law and you can't really go wrong.
Photo: AP


 
_paradis Vanessa Paradis, Johnny Depp and his mum
On a similar note, Vanessa's onto something of a winner with the world's most beautiful man (TM) on her arm. On his other arm is his mum.
Photo: AP


 
_renee Renee Zellwegger and swan
Photo: AP


 
_sam_morton Samantha Morton
Her dress is a genuine 1951 Givenchy creation, released from their archives specially for the actress.
Photo: AP


 
_czj Catherine Zeta-Jones and Michael Douglas
In her signature colour red.
Photo: Getty Images


 
_lennox Annie Lennox
A bit fishy, but we're pleased she won.
Photo: AP


+ نوشته شده توسط محمد حسین در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 12:50 PM |
آخرين سامورائي (تام كروز)


مسير سبز (تام هنكس)


+ نوشته شده توسط محمد حسین در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 8:12 PM |

مجید مجیدی کارگردان بید مجنون از شرکت در جشنواره نات دانمارک انصراف داد .به گزارش خبرنگارسینمایی "مهر"، دراین نامه که متن آن از سوی امور بین الملل بنیاد سینمایی فارابی در اختیار روابط عمومی این بنیاد قرار گرفته است ، مجید مجیدی ضمن استقبال از حضور فیلم ها و فیلمسازان ایرانی در جشنواره های بین المللی به دلیل اهانت روزنامه دانمارکی به مقدسات دینی از حضور در آن رویداد خودداری کرده است .

متن نامه مجید مجیدی به این شرح است :
آقای کیم فاس
دبیر محترم جشنواره نات
ضمن عرض سلام و تشکر از دعوت تان ، شایسته است نکاتی را درباره حضور فیلم سینمایی " بید مجنون " در جشنواره تان اعلام می دارم .
آقای فاس !
دوست داشتم بر اساس احترام به اصول و باورهای دینی ای که به آن معتقدم و فرهنگی که در آن رشد کرده ام ، بید مجنون در جشنواره تان به نمایش در می آمد و زمینه ای برای مفاهمه بیشتر وارتباط خلاق و دوجانبه فرهنگی فراهم می شد و از فضای آزادی بیان به نحو شایسته ای بهره می بردیم و از هم می آموختیم .
دوست داشتم با نمایش بید مجنون ، عکس العمل های صمیمانه و خالص مردم را در مواجهه با اثری از یک فیلمساز مشرق زمین می دیدم .

دوست داشتم درسایه معناهای ذهنی جهانی شدن ، واقعا شاهد جهانی پر از تفاهم و صلح و برابری و برادری بودیم و همگان با صمیمیت و دوستی و مودت در کنار هم به صلح و صفا زندگی می کردند.
دوست داشتم بید مجنون به عنوان یک اثر دیگر از سینمای ایران ، همچون حضور موفق و پردست آورد این سینما در جشنواره برلین دیده می شد، در همین جشنواره هایی که تنها روزنه های باقی مانده برای مطرح شدن دردهای و آلام امروز بشر است و بازهم دریک جشنواره فرهنگی سالم قرار می گرفتیم تا با هم به صلح و دوستی و رافت و مهربانی و انسانیت می اندیشیدیم .

دوست داشتم ... اما افسوس ! که به تازگی درکشور شما ، مطبوعه ای حدود و مفهوم آزادی بیان را با تعدی به حریم ها ، مخدوش کرده و به باورها و اعتقادات جمع کثیری از مردم جهان توهین شده است.

آقای فاس!
من یک فیلمساز ایرانی مسلمانم و برپایه تعلیمات پیامبرعزیز اسلام به حضور خدا درهمه ارکان زندگی ام ایمان دارم و با باورهایم زندگی می کنم و نسبت به توهین به باورها و مقدسات هر دینی شدیدا متعرضم و بدینوسیله انصراف خود را از حضور در جشنواره "نات " اعلام می دارما
+ نوشته شده توسط محمد حسین در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 7:54 PM |

بهترين فيلم:
تصادف
بهترين كارگرداني:
آنگ لی براي « كوهستان بروكبك »
بهترين بازيگر نقش اول مرد:
فيليپ سيمور هافمن برای « كاپوتي »
بهترين بازيگر نقش اول زن:
ريس ويترسپون برای « قدم‌زنی در مسير »
بهترين فيلمنامه ارژينال:
پل هاگيس و رابرت مورسکو برای « تصادف »

بهترين فيلمنامه اقتباسي:
لری مکمورترای و دايانا اوسانا برای « كوهستان بروكبك »


بهترين بازيگر نقش دوم مرد:
جرج کلونی برای « سيريانا »
بهترين بازيگر نقش دوم زن:
ريچل ويتس برای « باغبان وفادار »
بهترين فيلم غيرانگليسي زبان:
« تسوتسی » از آفريقای جنوبی
بهترين فيلمبرداري:
- دايان بيبي براي « خاطرات يك گيشا »
بهترين تدوين:
هيوز وينبورن برای « تصادف »
بهترين موسيقي متن:
گوستاو سانتولالا براي « كوهستان بروكبك »
بهترين ترانه:
Hustle & Flew
بهترين تدوين صدا:
كينگ كنگ
بهترين صداگذاري:
كينگ كنگ

بهترين جلوه هاي ويژه:
كينگ كنگ
بهترين فيلم مستند:
رژه پنگوئن‌ها
بهترين طراحي هنري:
خاطرات يک گيشا

بهترين طراحي لباس:
خاطرات يک گيشا

بهترين چهره پردازي:
تاريخچه نارنيا: شير و جادوگر و كمد

بهترين فيلم انيميشن:
والاس و گروميت: نفرين خرگوش‌نما
اسكار افتخاري:
رابرت آلتمن
+ نوشته شده توسط محمد حسین در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 7:46 PM |
 

پارسا پيروزفر متولد ۱۳۵۱ و دارای ليسانس نقاشی از دانشکده هنرهای زيبای تهران است.

پارسا پس از تجربياتی در زمينه گرافيک و تصوير سازی فعاليت در زمينه نمايشهای عروسکی را در سال ۷۰ آغاز کرد و پس از مدتی به فعاليت در زمينه دوبله و نيز شرکت در نمايشهای راديوئی پرداخت.

پارسا با نقش کوتاهی در فيلم  پری  به کارگردانی داريوش مهرجوئی در سال ۷۲ فعاليت خود را در سينما آغاز کرد و با نقش کاملتری در سريال محبوب در پناه تو به شهرت رسيد.

اما يک نقش نه چندان اصلی در مجموعه در پناه تو را  نيز نمی توان عامل ظهورپارسا در بين بزرگان سينما دانست.بی شک بازی در ضيافت مسعود کيميائی در سال ۷۴ باعث شد پارسا پيروزفر به يک بازيگر محبوب تبديل شود و پس از آن با بازی در مرسدس در سال ۷۶ اين شهرت به اوج خود رسيد.پارسا در همين سال دومين تجربه تلويزيونی خود را اين بار هم با  حميد لبخنده و در مجموعه در قلب من آزمود که هيچگاه نتوانست جايگاه در پناه تو را در ميان بينندگان تلويزيونی کسب کند.در  مجموعه در قلب من   پارسا بر خلاف در پناه تو بازيگر  نقش اصلی بود و اين بار بجای يک دانشجوی با شر و شور يک محصل مودب و ساکت بود.

شيدا به کارگردانی کمال تبريزی که در سال ۷۷ ساخته شد را بايد در زمره موفق ترين کارهای پيروزفر بشمار آورد. نمای عشق مقدس او(فرهاد) و شيدا(ليلا حاتمی)واقعا تاثيرگذار و فوق العاده است.

اعتراض سومين همکاری مشترک کيميائی و پيروزفر بود که در سال ۷۸ و در اوج اعتراضات دانشجوئی شاهکاری بود که پيروزفر در دوران اوج محبوبيت خود در اين فيلم ايفای نقش کرد .هر چند که بيشتر بازی او در اين فيلم اکران نشد اما نقش او بعنوان يک معتاد که بخاطر عشقش موفق به ترک اعتياد می شود تجربه جديدی برای پيروزفر بود. هر چند که سناريوی اين عشق توسط کيميائی از فيلم حذف شد.

آخرين کار پارسا پيروزفر در سينما بازی در اشک سرما به کارگردانی عزيز الله حميد نژاد و مهمان مامان(فيلم برتر جشنواره  بيست و دوم) داريوش مهرجوئی  است که در سال ۸۲ ساخته شده است.

پارسا پيروزفر بازيگر محبوب و مورد علاقه خانمهاست .وی  بخاطر زيبائی چهره اش جزو بازيگران محبوبی بشمار می رود که تماشاگران مخصوصا خانمها را به سالن سينما می کشد.  .حال سوالی که  باقی می ماند  اين است  که چرا پارسا با اين محبوبيتش و با  بازی  موفقش خيلی کم و در نقشهای نه چندان اصلی معمولا ظاهر ميشود؟

جواب اين سوال را شايد بايد به علاقه شخصی وی برای دوری از سينما يا عدم شانسش در رويکرد کارگردانهای بزرگ سينما به او دانست که البته با توجه به فعاليتهای پارسا در تئاتر و زمينه های ديگر هنری بايد بيشتر عامل اول را دخيل دانست.بهر حال بازی در سه فيلم کيميائی و دو فيلم مهرجوئی بيانگر اين واقعيت است که پارسا پيروزفر بازيگری بزرگ محسوب می شود .

از فعاليتهای پارسا پيروزفر  در تئاتر   می توان  بينوايان  ـ بانو آئویی و نيز نمايش هنر را که در سال ۸۰ با کارگردانی و بازيگری خود به روی صحنه برد نام برد.

فيلمشناسی وی بشرح زير است:

مجسمه (ابراهيم وحيدزاده، 1371) پری (داريوش مهرجويی، 1372) در پناه تو (مجموعه، حميد لبخنده، 74/1373) ضيافت (مسعود كيميايی، 1374) مرسدس (مسعود كيميايی، 1376) در قلب من (مجموعه، حميد لبخنده، 77/1376) شيدا (كمال تبريزی، 1377) دختران انتظار (رحمان رضايی، 1378) اعتراض (مسعود کيميائی، 1378) دختری بنام تندر (حميدرضا آشتيانی پور، 1379)خاك خوب (مجموعه، محمدحسين لطيفی، 1380)عروس خوشقدم (كاظم راست گفتار، 1381)وقت چيدن گردوها (ايرج امامی، 1381)اشك سرما (عزيزالله حميدنژاد، 1382)مهمان مامان(داريوش مهرجوئی ۱۳۸۲

+ نوشته شده توسط محمد حسین در شنبه نوزدهم اسفند 1385 و ساعت 1:15 PM |
شهره آغداشلو افتخار آفرين ايرانی

شهره آغداشلو متولد ۱۳۲۱ در تهران  و فارغ التحصيل رشته روابط بين الملل از دانشگاه لندن است.

نام اصلی اش شهره وزيری تبار است که به آغداشلو تغيير داده است.همسر سابقش آيدين آغداشلو نقاش و گرافيست بود و همسر فعليش هوشنگ توزيع نويسنده.کارگردان و بازيگر تئاتر است.

شهره آغداشلو فعاليت خود را از کارگاه نمايش در سال ۵۶ در تهران آغاز کرد .خود او در اين مورد می گويد: گروه پرسروصدا و حساسيت‌برانگيزی داشتيم. «دوشيزگان» ژان ژنه را با لباس‌هاي يك‌سره و چسبان اجرا كرديم. تماشاگران باورشان نمی‌شد با چنين لباسی روی صحنه آمديم. تصورش را بكنيد در چه فضايی كار می‌كرديم. از شكسپير به پينتر رسيدن برای غرب چهارصد سال طول كشيد. اما ما يك‌شبه به پينتر رسيده بوديم.
آغداشلو در بحبوحه انقلاب و قبل از فتح تهران توسط انقلابيون ايران را ترک کرد .داستان اين فرار از زبان خود او بسيار شنيدنی و جالب است :آن‌موقع شايعه شده بود كه قرار است آيت‌الله خمينی به ايران برگردد، براي همين هم نخست وزير وقت فرودگاه را بسته
بود. با ماشين از ايران به تركيه، از تركيه به يوگسلاوی، از يوگسلاوی به ونيز، از ونيز به كاله در فرانسه، و از كاله به لندن رفتيم. لندن را می‌شناختم. مادرم در بچه‌گی مرا به لندن می‌برد و دست خانم‌های پيری می‌سپرد كه يادم می‌دادند چطور به انگليسي احوال‌پرسی كنم.

آغداشلو  ايران را  تنها باچند عكس،شامل عکسی از اولين لباسی كه روی صحنه در نقش مادام ايكس «استريندبرگ» پوشيده بود و نيز ، چند ژاكت ـ براي سرمای فوريه ـ و نيز طلاهايی که جزو ، هديه‌های عروسی‌اش بود كه خانواده‌اش برای ازدواج اولش يا به عنوان كادوی تولد به او داده بودند ترک کرد.او خود در اين مورد  می گويد :لحظه‌ای كه به لندن رسيدم به يك امانت‌فروشی رفتم و همه‌ طلاها را به قيمت خوبی ـ ۱۳ هزار پوند، حدود ۲۰ هزار دلار ـ فروختم.

آغداشلو بعد از ساکن شدن در لندن به تحصيل در رشته روابط بين الملل پرداخت و تئاتر را کنار گذاشت اما  طاقت  دوری از تئاتر را نياورد و مجددا به عالم هنر بازگشت خود او در اين باره می گويد:می‌خواستم خبرنگار شوم كه هم تحصيلاتم را تكميل كرده باشم، هم در جريان اوضاع دور و برم باشم. اما بعد از سه سال تازه فهميدم كه هيچ‌چيز نمی‌دانم. بعد از فارغ‌التحصيلی، در يك مهمانی، يكی از دوستان نمايش‌نامه‌نويس ايرانی‌ام را ديدم. او به من گفت كار جديدی نوشته و می‌خواهد نقش اصلی‌اش را من بازی كنم. داستانش درباره يك ايراني بود كه متهم به عضويت در حلقه‌ای از نورچشمی‌های شاه شده و جانش به خطر افتاده. برايم جذاب بود. فكر كردم اين‌طوری شايد بتوانم موثرتر باشم و توجه بيشتری از جانب رسانه‌ها به اوضاع داخلی ايران جلب كنم.
اجرای اين تئاتر در امريکا و آشنائی با هوشنگ توديع باعث شد آغداشلو به لس آنجلس نقل مکان کند شنيدن داستان آشنائی او با همسر فعليش از زبان خود او بسيار شيرين است ــ يك شب در لس‌آنجلس به ديدن تئاتر ديگری رفتيم كه يكی از بچه‌های قديمی كارگاه نمايش نوشته بود. آنجا من عاشق نمايش و نمايش‌نامه‌نويس، هوشنگ توزيع ـ همسرم ـ شدم. اول می‌ترسيدم خودم را درگير ازدواج و خانواده كنم؛ می‌خواستم برای حقوق بشر و حقوق زنان بجنگم. اما متوجه شدم هوشنگ هم مثل خودم است. وقتی به لندن برگشتم و به خانه رسيدم، ديدم كارت پستالش دم در منتظرم است. رويش، تقريباً پانصد بار، نوشته بود "بيا". هنوز دارمش. بی‌درنگ به لس‌آنجلس برگشتم. سال ۱۹۸۷ بود ــ.آغداشلو از ازدواج خود با هوشنگ توديع کاملا راضی است و از اين ازدواج هميشه با خوبی ياد می کند و موفقيت خود را مديون کمکهای همسرش می داند.

اما جرقه اصلی و اتفاق باور نکردنی در زندگی آغداشلو بازی در فيلم بسيار موفق خانه ای از ماسه و مه به کارگردانی واديم پرلمن بود.اين فيلم   در سال ۲۰۰۳ ساخته شد و آغداشلو برای بازی در آن کانديد دريافت اسکار نقش دوم زن شد.آغداشلو قبل از اين فيلم در چند فيلم ديگر دارای نقشهای سطحی و کوچکی همچون كارگر خارجی خشكشويی در «متلاك» يا چند كار كم‌بيننده سينمای مستقل بود . خود او در  مورد  اين نقشها می گويد:ما در ايران يك طريقت معنوی داريم به نام صوفی‌گری. طريقت صوفی، سير و سلوك از يك وادی به وادی ديگر است. می‌دانيد بايد اين مراحل را گذراند، اما نه تا ابد. بايد بر كاری كه حالا می‌كنيد متمركز باشيد و بدانيد داريد از يك وادی می‌گذريد. من با اين ذهنيت هيچ‌وقت اذيت نشدم.

اما  موضوع فيلم خانه ای از ماسه و مه :مسعود امير بهرانی (بن كينگزلی)، سرهنگ سابق ارتش ايران، به همراه خانواده‌اش به آمريكا مهاجرت كرده است و در آنجا به عنوان كارگر ساختمانی مشغول به كار شده‌ است. خانواده بهرانی زندگی چندان خوبی ندارند و به سختی گذران عمر می كنند. بهرانی يك موقعيت استثنايي پيدا می كند. او در مزايده‌ای خانه‌ای را كه به علت عدم پرداخت ماليات به حراج گذاشته شده با قيمت بسيار پايينی می‌خرد. خانواده بهرانی به خانه جديدشان نقل مكان می‌كنند و زندگی تازه‌ای را در اين خانه آغاز می‌كنند. صاحب اصلی اين خانه زنی است به نام كتی (جنيفر كانلی) كه به تازگی ترك اعتياد كرده و خانه‌اش را به علت عدم پرداخت ۵۰۰ دلار از دست داده است. كتی اصرار دارد كه مالياتش را به موقع پرداخته و پس از مدتی ثابت می‌شود كه بر اثر اشتباهات اداری و كاغذبازی، خانه اشتباهاً به سرهنگ بهرانی فروخته شده است…

اين فيلم با بازی شاهکار بن کيزلی در نقش سرهنگ بازنشسته شاهنشاهی و نيز جنيفر كانلی، شهره آغداشلو، ران الدرد ، فرانسيس فيشر ، جاناتان عهدوت ، كيم ديكنس ، كيا جم ، ژاله مجلل ، ناوی روات تبديل به يکی از فيلمهای مطرح و جذاب  هاليوود شد و آغداشلو برای بازی در اين فيلم نامزد اسکار برترين بازيگر نقش مکمل زن شد.هر چند که او موفق به دريافت اين جايزه نشد و در نهايت رنه زلوگر براي فيلم  كوهستان سرد موفق شد اين جايزه را کسب کند اما کانديد شدن او برای اين جايزه نه تنها افتخاری بزرگ برای اين بازيگر ايرانی بشمار می رودبلکه موفقيتی بزرگ برای تمام ايرانيان است  .افتخاريکه آغداشلو با ممارست در کارش به آن نائل امده است.آغداشلو برای بازی در خانه ای از ماسه و مه همچنين موفق شد چهار جايزه منتخب انجمن منتقدين لوس آنجلس، نيويورك، سين سيتانی و Onlime را از آن خودکند.

شهره آغداشلو فمينيست صريح و منتقد سياسی جسوری است كه حدود ده سال در تلويزيون "جام جم" لس‌آنجلس همه‌كاره يك برنامه فرهنگی ـ اجتماعی بوده.او در مورد فيلم خانه ای از ماسه و مه حرفهای جالبی زده او در مورد ايفای نقش بن کينزلی در نقش يک سرهنگ ايرانی می گويد:به آقای کينزگلی در هاليوود می گويند chameleon کسی که به نقش ها و رنگهای مختلف در می آيد. او در نقش يک سرهنگ ايرانی آنچنان درخششی دارد که باورنکردنی است. يعنی من وقتی بن کينزلی يا سر بن کينزلی را در يونيفورم کلنل بهرانی ديدم، واقعا برای چند دقيقه آنچنان بقضی گلوی مرا گرفته بود که نتوانستم تمرين بکنم. گفتم که سر بن، شما اگر فقط می توانستيد متوجه باشيد که من چند تا دوست درهمين يونيفورم از دست داده ام، و چند تا آشنا و چند تا قهرمان را که می شناختم در اين يونيفورم ديدم که اعدام شدند بدون اينکه حتی فرصت اين را داشته باشند که به دادگاه بروند، اين است که اينطور مرا سرد کرده. هفته دوم تمرينات، Vadim Perleman کارگردان فيلم به بن کينگزلی گفت من به شما ايراد نمی گيرم که چرا اين طور بازی کردی، ولی به من بگو چرا اينطور با افتخار راه می روی وقتی که می دانی که اين جنگ را باخته ای؟ و بن کينگزلی در جوابش گفت به عنوان يک ايرانی  I had to save my face. و متوجه شدم که چقدر به درون فرهنگ ما پی برده اين حس آبرو را تا کجا دريافته.

آغداشلو درباره وضعيت زنان در سينمای ايران می گويد:من زنان سينماگر ايران را برای كاری كه می‌كنند ستايش مي‌كنم. فيلم ساختن در شرايط ايران كار آسانی نيست. می‌دانم كه زنان بيشتری اين روزها در سينمای ايران فعاليت می‌كنند، اما واقعيت اين است كه زنی كه مجبور باشد با چادر و دستكش كار كند... تمرکز كافی بر کارش نخواهد داشت.

شهره آغداشلو بعد از حضور موفق در خانه ای از ماسه و مه قرار است در فيلمی به كارگردانی سيدنی پولاك بازی کند.اين فيلم مترجم نام دارد و اولين اثر سينمايی امريكايی است كه اجازه يافته به سرويس امنيتی سری ايالات متحده بپردازد. نيكول كيدمن در اين فيلم در نقش مترجم همزمانی ظاهر می‌شود كه به‌واسطه استراق سمع از نقشه تروری مطلع مي‌شود.
در «مترجم» همچنين شون پن ، بازيگر برگزيده اسكار امسال، در كنار آغداشلو و كيدمن به ايفای نقش می‌پردازد. او برای آشنايی بيشتر با نقشش كه يك مامور امنيتی است به تازگی به واشنگتن رفته است تا ماموران سرويس سری ملاقات و مشورت کند.
به گزارش نيويورك ديلی، شهره آغداشلو كه در مترجم در نقش رئيس سرويس سری ظاهر خواهد شد گفته است: "با توجه به لهجه من،  كمپانی ای‌بی‌سی برای دادن اين نقش به من جسارت زيادی از خود نشان داد."

فيلمشناسی وی بشرح زير است:

عمده فيلمها: گزارش (1356)، سوته دلان (1356)، ميهمانان هتل آستوريا ، مريم (2001)، خانه ای از ماسه و مه  (۲۰۰۳)

 

عمده نمايشها در ايران: قوی تر، چرخ فـلک، گـلدونه خانم، بانويی می ميرد، موضوع جدی نيست، شبیخون و ...

عمده نمايشها در آمريكا: هفت رنگ، كافه اكبر آقا نوستالژی، بوی خوش عشق، سهم ما از خانه پدری، اميرارسلان 2000 و ...

تهيه برنامه « زير آسمان كبود » در تلويزيون ايران.

تهيه برنامه راديويی « صدا و نوای ايران » (پخش از كانال بين المللی سراسري آمريكا)

+ نوشته شده توسط محمد حسین در شنبه نوزدهم اسفند 1385 و ساعت 1:11 PM |
طراح صحنه و لباس: مشكين مهرگان
عکس : محمد فوقاني
چهره پرداز : عاطفه رضوي
صدابردار: ساسان نخعي
موسيقي: آرمان موسي پور
تاريخ اکران : 1385
کارگردان: مسعود آب پرور
تهيه كننده: سيدكمال الدين طباطبايي
نويسنده : نادر وحيد
مدير فيلمبرداري: كاظم شهبازي
مدير توليد : مصطفي مس چي
صداگذار : فريدون خوشابافرد
تدوين : كاظم شهبازي
بازيگران : جمشيد هاشم پور , سيدشهاب الدين حسيني , الناز شاكردوست , غلامحسين لطفي , ميرمحمد تجدد , يكتا ناصر ، شهره سلطاني


خلاصه داستان:قاتلي از راه چت و اينترنت، سلسله قتل هايي را انجام مي دهد تا اين كه پليس وارد ماجرا مي شود.

يادداشت : « قتل آن لاين » اولين ساخته سينمايي مسعود آب پرور است كه چند كار تلويزيوني و ويدئويي در كارنامه دارد.
  
+ نوشته شده توسط محمد حسین در جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 6:44 PM |





بازیگران:Tobin Bell, Angus MacFadyen, Dina Meyer, Shawnee Smith, Alan Van Sprang, Costas Mandylor

کارگردان: Darren Lynn Bousman

نویسنده: Leigh Whannell

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Horror

درجه فیلم: R - خشونت بسیار زیاد و دیالوگ های پیچیده
  
+ نوشته شده توسط محمد حسین در جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 6:37 PM |





بازیگران:Samuel L. Jackson, Byron Lawson, Kenan Thompson, Rachel Blanchard, Flex Alexander, Nathan Phillips

کارگردان: David R. Ellis

نویسنده: John Heffernan

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانرها: Action/Adventure

درجه فیلم: R
+ نوشته شده توسط محمد حسین در جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 6:33 PM |





بازیگران: Tobey Maguire, Kirsten Dunst, Thomas Haden Church, Topher Grace, James Franco, Dylan Baker

کارگردان: Sam Raimi

نویسنده: Alvin Sargent

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانرها: Action/Adventure

تاریخ پخش: May 4, 2007

درجه فیلم: درجه گذاری نشده
+ نوشته شده توسط محمد حسین در جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 6:30 PM |



بازیگران:Owen Wilson, Ricky Gervais, Mickey Rooney, Ben Stiller, Carla Gugino

کارگردان: Shawn Levy

نویسندگان: Robert Ben Garant, Thomas Lennon

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: کمدی

تاریخ پخش: Dec. 22, 2006

درجه فیلم: PG - آرام و استفاده از کلمات و شوخی های نا مناسب در حد پایین

+ نوشته شده توسط محمد حسین در جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 6:17 PM |


 

+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 12:17 PM |
+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 12:14 PM |
نام: حميرا رياضي

تاريخ تولد: 1346
مدكر تحصيلي: فوق ليسانس كارگرداني تئاتر از دانشكده سينما و تئاتر.

همسر عليرضا اسيوند (بازيگر)

متولد 1336 در مسجد سليمان. فوق ليسانس بازيگري و كارگرداني نمايش از دانشكده تربيت مدرس. او دوبله را هم مدتي زير نظر ناصر تهماسب تجربه كرده و در چند نمايش راديويي هم بازي كرده است.
+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 12:13 PM |
نام: سيما تيرانداز

تاريخ تولد: 1349



همسر ناصر هاشمي (بازيگر)

تولد 1349 در تهران.

دوره بازيگري را زير نظر جاري خود - گلاب آدينه - گذراند.

ليسانس رشته ادبيات نمايشي از دانشگاه آزاد.

شروع فعاليت از سال 1367 بانمايش هاي آموزشي مدرسه هنر و ادبيات.

جايزه بهترين بازيگر زن از دهمين جشنواره تئاتر فجر براي نمايش مرگ يزد گرد (1370)

نامزد جايزه بهترين بازيگر نقش اول در يازدهمين فيلم فجر براي فيلم فجر براي فيلم سايه هاي هجوم.



با بازي در نقش كوتاهي در فيلم هامون ساخته داريوش مهرجويي به سينما آمد و سپس در فيلم بانو ساخته ديگر داريوش مهرجويي بازي كرد. اما سايه هاي هجوم فرصت مناسبي براي هنرنمايي او بود كه براي بازي در همين فيلم نامزد جايزه بهترين بازيگر زن از يازدهمين جشنواره فيلم فجر شد.
+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 11:44 AM |
یک فیلم جالب پیشنهاد بی شرمانه (Indecent Proposal )



پیشنهاد بی شرمانه : دایانا (Demi Moore) و دیوید ( Woody Harelson) ،دانشجوی رشته ی نقشه کشی، در دوران تحصیل به هم علاقه مند می شوند و در یک مراسم خیلی ساده و ظاهرا غیر رسمی با هم ازدواج می کنند. آنها به زندگی عاشقانه خود ادامه می دهند تا جایی که مشکلات شدید مالی دیوید، زندگی او را به خطر می اندازد. به پیشنهاد دیوید هر دو به شرط بندی و کسب پول از راه سالن های بازی و قمار روی می آورند. طی آمدو شدهای آن دو به باشگاه ، با بیلیونر بزرگ جان گیج آشنا می شوند. جان گیج(Robert Redford) که دلباخته ی دایانا می شود سعی خود را می کند تا خود را به آن دو نزدیک سازد. پس از آشنایی زوج جوان با جان گیج یک شب در طی ملاقات او با دايانا و ديويد موضوعی مورد بحث قرار می گیرد:
جان گیج ادعا می کرد که با پولش همه چیز را می تواند بخرد! حتی انسانها را.
دایانا و دیوید : بعضی چیزها را نمی توان خرید. اگر انسان را هم خریداری می کرد احساسات آنان را نمی توانست تحت کنترل خود قرار دهد.
تا اینکه وقتی بحث ادامه یافت جان گیج در کمال پر روویی پیشنهاد عجیبی داد: 1 میلیون دلار برای یک شب با دایانا!
اینجا بود که زوج جوان موضع گیری کرده و بی تردید پیشنهاد او را رد کردند.اما در طی شبی که گذشت دایانا فکر کرد که با این مبلغ بسیاری از مشکلاتشان حل خواهد شد پس در نهایت از خودگذشتگی و اصرار به دیوید هر دو پیشنهاد جان را پذیرفتند. صبح روز بعد زوج جوان عاشق با هم وداع گفتند و دایانا در اختیار جان قرار گرفت و بقیه ماجرا......

+ نوشته شده توسط محمد حسین در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 0:31 AM |

امل ساینایرج قادریچاپ شده در مجله ستاره سینما/شماره 218/سال 1355- اگر خاطرتان باشد در یکی از شماره های گذشته نوشتیم که ایرج قادری هنگام بازی و کارگردانی یک فیلم که با امل ساین همبازی است. دل به او سپرده و عشقی پرشور میان آندو بوجود آمده است. این هفته عکس های از این رابطه صمیمانه بدستمان رسید و وقتی مسئله عشق ایندو را با قادری مطرح کردیم. بطور جدی تکذیب کرد و گفت: دل من دل ارزان قیمتی نیست که بهرکسی بسپارم. مگر دل، دل گوسفند است که سه تومان ارزش داشته باشد؟ من برای امل ساین احترام قائلم فقط بعنوان یک همکار ...ممکنست که ما دوستی صمیمانه ای داشته باشیم اما مطمئنا از عشق خبری نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 10:46 AM |

 

ايرندر برخی از تحقیقات سینمایی نوشته شده سینمای ایران تا میانه دهه 1330 ستاره نداشته تا این که ایرن بازیگر ارمنی تاتر و سینمای آن سال ها با درخشش در فیلم چشمه آب حیات ساخته سیامک یاسمی تبدیل به اولین ستاره زن سینمای ایران شد. وی در حدود 30 فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی بازی کرده که بخش اصلی آنها به سال های قبل از انقلاب برمی گردند. خانم ایرن می گوید پس از انقلاب من در برابر سختی ها مقاومت کردم و شاید اصلا اگر انقلاب هم نمی شد، به تدریج و خود بخود خسته می شدم و می رفتم کنار، اما آن سال هایی که هدر رفت، همیشه برای من تاسفبار است که به اجبار کار نکردم. روز ملی سینما مراسمی که در سال های اول با نام اسکار ایرانی لقب گرفت. چون در آن به بهترین های سینمای ایران طی یک سال گذشته جایزه می دادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 10:42 AM |

 

سعید کنگرانیبعدها كه بزرگتر شد در تئاتر شهر قصه نقش ايفا كرد، همين طور در رضاموتوري مسعود كيميايي. حضور و نقش جدي او در فيلم سرايدار خسرو هريتاش وجهه ديگري به او بخشيد. نسل جديد شايد چندان با اين نام آشنا نباشد ولي كنگراني بازيگري است كه در دهه 50 خورشيدي در سينماي آن زمان نماينده و معرف نسل جوان بود. با همه آرزوها و حسرت ها، اميدها و نا اميدي هايش ... در ابتدا شايد اين پرسش مطرح شود. او به كجا رفته بود كه حالا برگشته، اصلا چرا رفته كه اكنون برگشته. سعيدكنگراني هم همچون بازيگران پيش از انقلاب زندگي اش دستخوش تحولات عظيمي شد. كنگراني در سن 7 سالگي در نخستين فيلم خود بازي كرد با نام امروز و فردا به كارگرداني عباس شباويز، 1345. او جزو چند صد كودك پرورشگاهي بود كه براي اردوي كوتاه به نواحي شمال كشور مي رفتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 10:41 AM |

 

بتيبتي در شهريور ماه سال 1331 در تهران  متولد شد در شش سالگي بخاطر كار پدرش به زنجان رفت و از اول دبستان به مدت 9 سال در شهر زنجان بود. اما بعد از اين مدت بتي دوباره به همراه خانواده اش به تهران برگشتند و در سن 17 سالگي از دبيرستان عطار فارق التحصيل شد و چند ماه بعد در سازمان جغرافيايي ارتش به عنوان نقشه كش استخدام شد و بعد از  دوره آموزشي به اصرار يكي از همكارانش به دفتر هنري ضيا آتاباي معرفي شد و همانجا به او پيشنهاد خواندن ترانه عزيزم شد كه  اصل اهنگ تركي است و آن را نكار بوك خوانده بود. بدين ترتيب بتي در سن 18 سالگي با دو ترانه عشق افسرده و عزيزم با اشعار سعيد دبيري وارد عالم هنر شد. صحفه اول بتي بطور بي سابقه اي ركورد فروش را شكست بطور كه در دو روز اول 60000 صحفه فروش كرد و تا مدت ها جز صحفه هاي پرفروش روز بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 10:39 AM |