شهره آغداشلو متولد ۱۳۲۱ در تهران و فارغ التحصيل رشته روابط بين الملل از دانشگاه لندن است.
نام اصلی اش شهره وزيری تبار است که به آغداشلو تغيير داده است.همسر سابقش آيدين آغداشلو نقاش و گرافيست بود و همسر فعليش هوشنگ توزيع نويسنده.کارگردان و بازيگر تئاتر است.
شهره آغداشلو فعاليت خود را از کارگاه نمايش در سال ۵۶ در تهران آغاز کرد .خود او در اين مورد می گويد: گروه پرسروصدا و حساسيتبرانگيزی داشتيم. «دوشيزگان» ژان ژنه را با لباسهاي يكسره و چسبان اجرا كرديم. تماشاگران باورشان نمیشد با چنين لباسی روی صحنه آمديم. تصورش را بكنيد در چه فضايی كار میكرديم. از شكسپير به پينتر رسيدن برای غرب چهارصد سال طول كشيد. اما ما يكشبه به پينتر رسيده بوديم.
آغداشلو در بحبوحه انقلاب و قبل از فتح تهران توسط انقلابيون ايران را ترک کرد .داستان اين فرار از زبان خود او بسيار شنيدنی و جالب است :آنموقع شايعه شده بود كه قرار است آيتالله خمينی به ايران برگردد، براي همين هم نخست وزير وقت فرودگاه را بسته بود. با ماشين از ايران به تركيه، از تركيه به يوگسلاوی، از يوگسلاوی به ونيز، از ونيز به كاله در فرانسه، و از كاله به لندن رفتيم. لندن را میشناختم. مادرم در بچهگی مرا به لندن میبرد و دست خانمهای پيری میسپرد كه يادم میدادند چطور به انگليسي احوالپرسی كنم.
آغداشلو ايران را تنها باچند عكس،شامل عکسی از اولين لباسی كه روی صحنه در نقش مادام ايكس «استريندبرگ» پوشيده بود و نيز ، چند ژاكت ـ براي سرمای فوريه ـ و نيز طلاهايی که جزو ، هديههای عروسیاش بود كه خانوادهاش برای ازدواج اولش يا به عنوان كادوی تولد به او داده بودند ترک کرد.او خود در اين مورد می گويد :لحظهای كه به لندن رسيدم به يك امانتفروشی رفتم و همه طلاها را به قيمت خوبی ـ ۱۳ هزار پوند، حدود ۲۰ هزار دلار ـ فروختم.
آغداشلو بعد از ساکن شدن در لندن به تحصيل در رشته روابط بين الملل پرداخت و تئاتر را کنار گذاشت اما طاقت دوری از تئاتر را نياورد و مجددا به عالم هنر بازگشت خود او در اين باره می گويد:میخواستم خبرنگار شوم كه هم تحصيلاتم را تكميل كرده باشم، هم در جريان اوضاع دور و برم باشم. اما بعد از سه سال تازه فهميدم كه هيچچيز نمیدانم. بعد از فارغالتحصيلی، در يك مهمانی، يكی از دوستان نمايشنامهنويس ايرانیام را ديدم. او به من گفت كار جديدی نوشته و میخواهد نقش اصلیاش را من بازی كنم. داستانش درباره يك ايراني بود كه متهم به عضويت در حلقهای از نورچشمیهای شاه شده و جانش به خطر افتاده. برايم جذاب بود. فكر كردم اينطوری شايد بتوانم موثرتر باشم و توجه بيشتری از جانب رسانهها به اوضاع داخلی ايران جلب كنم.
اجرای اين تئاتر در امريکا و آشنائی با هوشنگ توديع باعث شد آغداشلو به لس آنجلس نقل مکان کند شنيدن داستان آشنائی او با همسر فعليش از زبان خود او بسيار شيرين است ــ يك شب در لسآنجلس به ديدن تئاتر ديگری رفتيم كه يكی از بچههای قديمی كارگاه نمايش نوشته بود. آنجا من عاشق نمايش و نمايشنامهنويس، هوشنگ توزيع ـ همسرم ـ شدم. اول میترسيدم خودم را درگير ازدواج و خانواده كنم؛ میخواستم برای حقوق بشر و حقوق زنان بجنگم. اما متوجه شدم هوشنگ هم مثل خودم است. وقتی به لندن برگشتم و به خانه رسيدم، ديدم كارت پستالش دم در منتظرم است. رويش، تقريباً پانصد بار، نوشته بود "بيا". هنوز دارمش. بیدرنگ به لسآنجلس برگشتم. سال ۱۹۸۷ بود ــ.آغداشلو از ازدواج خود با هوشنگ توديع کاملا راضی است و از اين ازدواج هميشه با خوبی ياد می کند و موفقيت خود را مديون کمکهای همسرش می داند.
اما جرقه اصلی و اتفاق باور نکردنی در زندگی آغداشلو بازی در فيلم بسيار موفق خانه ای از ماسه و مه به کارگردانی واديم پرلمن بود.اين فيلم در سال ۲۰۰۳ ساخته شد و آغداشلو برای بازی در آن کانديد دريافت اسکار نقش دوم زن شد.آغداشلو قبل از اين فيلم در چند فيلم ديگر دارای نقشهای سطحی و کوچکی همچون كارگر خارجی خشكشويی در «متلاك» يا چند كار كمبيننده سينمای مستقل بود . خود او در مورد اين نقشها می گويد:ما در ايران يك طريقت معنوی داريم به نام صوفیگری. طريقت صوفی، سير و سلوك از يك وادی به وادی ديگر است. میدانيد بايد اين مراحل را گذراند، اما نه تا ابد. بايد بر كاری كه حالا میكنيد متمركز باشيد و بدانيد داريد از يك وادی میگذريد. من با اين ذهنيت هيچوقت اذيت نشدم.
اما موضوع فيلم خانه ای از ماسه و مه :مسعود امير بهرانی (بن كينگزلی)، سرهنگ سابق ارتش ايران، به همراه خانوادهاش به آمريكا مهاجرت كرده است و در آنجا به عنوان كارگر ساختمانی مشغول به كار شده است. خانواده بهرانی زندگی چندان خوبی ندارند و به سختی گذران عمر می كنند. بهرانی يك موقعيت استثنايي پيدا می كند. او در مزايدهای خانهای را كه به علت عدم پرداخت ماليات به حراج گذاشته شده با قيمت بسيار پايينی میخرد. خانواده بهرانی به خانه جديدشان نقل مكان میكنند و زندگی تازهای را در اين خانه آغاز میكنند. صاحب اصلی اين خانه زنی است به نام كتی (جنيفر كانلی) كه به تازگی ترك اعتياد كرده و خانهاش را به علت عدم پرداخت ۵۰۰ دلار از دست داده است. كتی اصرار دارد كه مالياتش را به موقع پرداخته و پس از مدتی ثابت میشود كه بر اثر اشتباهات اداری و كاغذبازی، خانه اشتباهاً به سرهنگ بهرانی فروخته شده است…
اين فيلم با بازی شاهکار بن کيزلی در نقش سرهنگ بازنشسته شاهنشاهی و نيز جنيفر كانلی، شهره آغداشلو، ران الدرد ، فرانسيس فيشر ، جاناتان عهدوت ، كيم ديكنس ، كيا جم ، ژاله مجلل ، ناوی روات تبديل به يکی از فيلمهای مطرح و جذاب هاليوود شد و آغداشلو برای بازی در اين فيلم نامزد اسکار برترين بازيگر نقش مکمل زن شد.هر چند که او موفق به دريافت اين جايزه نشد و در نهايت رنه زلوگر براي فيلم كوهستان سرد موفق شد اين جايزه را کسب کند اما کانديد شدن او برای اين جايزه نه تنها افتخاری بزرگ برای اين بازيگر ايرانی بشمار می رودبلکه موفقيتی بزرگ برای تمام ايرانيان است .افتخاريکه آغداشلو با ممارست در کارش به آن نائل امده است.آغداشلو برای بازی در خانه ای از ماسه و مه همچنين موفق شد چهار جايزه منتخب انجمن منتقدين لوس آنجلس، نيويورك، سين سيتانی و Onlime را از آن خودکند.
شهره آغداشلو فمينيست صريح و منتقد سياسی جسوری است كه حدود ده سال در تلويزيون "جام جم" لسآنجلس همهكاره يك برنامه فرهنگی ـ اجتماعی بوده.او در مورد فيلم خانه ای از ماسه و مه حرفهای جالبی زده او در مورد ايفای نقش بن کينزلی در نقش يک سرهنگ ايرانی می گويد:به آقای کينزگلی در هاليوود می گويند chameleon کسی که به نقش ها و رنگهای مختلف در می آيد. او در نقش يک سرهنگ ايرانی آنچنان درخششی دارد که باورنکردنی است. يعنی من وقتی بن کينزلی يا سر بن کينزلی را در يونيفورم کلنل بهرانی ديدم، واقعا برای چند دقيقه آنچنان بقضی گلوی مرا گرفته بود که نتوانستم تمرين بکنم. گفتم که سر بن، شما اگر فقط می توانستيد متوجه باشيد که من چند تا دوست درهمين يونيفورم از دست داده ام، و چند تا آشنا و چند تا قهرمان را که می شناختم در اين يونيفورم ديدم که اعدام شدند بدون اينکه حتی فرصت اين را داشته باشند که به دادگاه بروند، اين است که اينطور مرا سرد کرده. هفته دوم تمرينات، Vadim Perleman کارگردان فيلم به بن کينگزلی گفت من به شما ايراد نمی گيرم که چرا اين طور بازی کردی، ولی به من بگو چرا اينطور با افتخار راه می روی وقتی که می دانی که اين جنگ را باخته ای؟ و بن کينگزلی در جوابش گفت به عنوان يک ايرانی I had to save my face. و متوجه شدم که چقدر به درون فرهنگ ما پی برده اين حس آبرو را تا کجا دريافته.
آغداشلو درباره وضعيت زنان در سينمای ايران می گويد:من زنان سينماگر ايران را برای كاری كه میكنند ستايش ميكنم. فيلم ساختن در شرايط ايران كار آسانی نيست. میدانم كه زنان بيشتری اين روزها در سينمای ايران فعاليت میكنند، اما واقعيت اين است كه زنی كه مجبور باشد با چادر و دستكش كار كند... تمرکز كافی بر کارش نخواهد داشت.
شهره آغداشلو بعد از حضور موفق در خانه ای از ماسه و مه قرار است در فيلمی به كارگردانی سيدنی پولاك بازی کند.اين فيلم مترجم نام دارد و اولين اثر سينمايی امريكايی است كه اجازه يافته به سرويس امنيتی سری ايالات متحده بپردازد. نيكول كيدمن در اين فيلم در نقش مترجم همزمانی ظاهر میشود كه بهواسطه استراق سمع از نقشه تروری مطلع ميشود.
در «مترجم» همچنين شون پن ، بازيگر برگزيده اسكار امسال، در كنار آغداشلو و كيدمن به ايفای نقش میپردازد. او برای آشنايی بيشتر با نقشش كه يك مامور امنيتی است به تازگی به واشنگتن رفته است تا ماموران سرويس سری ملاقات و مشورت کند.
به گزارش نيويورك ديلی، شهره آغداشلو كه در مترجم در نقش رئيس سرويس سری ظاهر خواهد شد گفته است: "با توجه به لهجه من، كمپانی ایبیسی برای دادن اين نقش به من جسارت زيادی از خود نشان داد."

فيلمشناسی وی بشرح زير است:
عمده فيلمها: گزارش (1356)، سوته دلان (1356)، ميهمانان هتل آستوريا ، مريم (2001)، خانه ای از ماسه و مه (۲۰۰۳)
عمده نمايشها در ايران: قوی تر، چرخ فـلک، گـلدونه خانم، بانويی می ميرد، موضوع جدی نيست، شبیخون و ...
عمده نمايشها در آمريكا: هفت رنگ، كافه اكبر آقا نوستالژی، بوی خوش عشق، سهم ما از خانه پدری، اميرارسلان 2000 و ...
تهيه برنامه « زير آسمان كبود » در تلويزيون ايران.
تهيه برنامه راديويی « صدا و نوای ايران » (پخش از كانال بين المللی سراسري آمريكا)